آشنایی با خواص برخی گیاهان دارویی

0 4,135

در این مطلب با خواص دارویی گیاهان زیر آشنا می شوید: صندل,صدف,صنوبر,صنوبر هندی,طالیسفر ( نبق هندی ),طریقولیون,طرفحوماس,طراغیون,طلق ( تلک ),طوقریوس,طیقاقوواون,طین شاموس,عالیون,عالوسیس,عدس,عرقون,عسل,عشقه,عناب,عنبر,عنصل,عود,عودالنجور,غار

«ص »

صندل

چوبهای ستبری است که از مرز مملکت چین می آورند و سه نوع است : زرد ، سرخ ، زرد مایل به سپیدی که بعضی آن را مقاصیری می گویند .
بوی مقاصیری از بوی بقیه خوش تر است .
مزاج :سرد و خشک
خاصیت :صندل و به ویژه صندل سرخ رنگ مانع تراوش رطوبت بدن
است .ورم :صندل و به ویژه سرخ رنگش ورم گرم را تحلیل می برد .بر باد سرخ بمالند مفید است .
سر :در علاج سر درد بد نیست .
سینه :خوردنی و مالیدنی تپش ناشی از تب ها را علاج است .
اندام های غذا :خوردن و مالیدنش ناتوانی معده گرم را برطرف می کند .
تب ها :صندل و به ویژه سفید رنگ مقاصیری در علاج تبهای گرم سودمند است .

صدف

گوشت صدف بیابانی (حلزون )را خرد کنند و بسایند و بر تن بمالند بسیار خشکاننده است . سوخته صدف فرفیری بادشکن ، زداینده و هم قوت عرق نعنا و بونه است .همه انواع صدف های ریزه استخوان و خار را جذب می کنند به شرطی که درسته و بی هیچ تغییر حالتی استعمال شوند .
آرایش :همه پوشش های صدفی و پوسته صدف ها وقتی که می سوزند زداینده لک و پیس اند .صدف خام و ناسوخته پیکانهای استخوانی را جذب
می کند. اگر صدف فرفیری (ارغوانی )را در روغن زیتون بپزند و بر جای مو بمالند از ریزش مو جلوگیری می کند .
ورم و جوش :ماده لزجی که بر حلزون است و آن را زنگ حلزون گویند اگر با کندرو الوا و مر مخلوط کنند تا بر پرمایگی عسل در آید ، ورم بناگوش را خشک می کند و اگر رطوبتی در ژرفا داشته باشد بر می چیند .
زخم و قرحه :سوخته فرفیری زخم را می زداید ،پاک می کند و بهبودی می بخشد . صدف سوخته با نمک داروی سوختگی است و بر سوخته می پاشند تا آن را خشک کند .سوخته هر صدفی برای معالجه مفید است .
در علاج زخم و به ویژه زخمی که بر عصب باشد صدف همراه گوشتش و کندر و مر بر او بگذارند و اگر با گرد آسیاب هم باشد داروی خوبی است و زخم را شفا می دهد .
مفاصل :صدف را ضماد کنند علاج درد مفاصل و نقرس است و ورم مفاصل را فرو می نشاند .
سر :سوخته صدف فرفیری و به ویژه اگر با نمک سوخته شود دندان را جلا می دهد .صدف را بسایند و با سرکه آمیزند خون دماغ را قطع می نماید .
چشم :صدف را با گوشتش بسوزانند و سوخته را بشویند و در چشم بکشند آماس پلک را فرو می نشاند ، سفیدی و تم را از چشک می زداید .
اگر گوشت صدفی را که به (طیلس )کهنه مشهور است بسوزانند و سوخته آن را با قطران بسایند و بر پلک بمالند مانع رویش مو می شود .
ماده لزجی که بر حلزون بیابانی است موی برگشته پلک را می چسباند .
اندام های غذا :گوشت هر صدفی که برشته و نپخته نباشد درد معده را تسکین می دهد .صدف فرفیری را با سرکه بخورند علاج طحال است . ضماد صدف را بر استسقاء بگذارند تا پایین نیاورد جدا نمی شود ، و باید بگذارند تا خودش بیفتد .و به ویژه در علاج استسقاء صدف بیابانی که بسیار خشکاننده است از سایر صدف ها مؤثرتر است .
اندام های راننده :گوشت صدف فرفیری ملین نیست .
گوشت صدفی که مردم شام آن را (طالبیس )می گویند ، تاتر است و به ویژه آبگوشتش ملین است و همچنین آبگوشت صدفهای کوچک ملین است .
دود بر کشیدن از سوخته صدف فرفیری علاج خفگی زهدان است و بچه دان را بیرون می آورد .
دود گوش ماهیهای ساحلی از قبیل بابلی ، قلزمی ، در علاج خفگی زهدان مفید است و صرع زدگان را به هوش می آورد .
صدف را بردارند حیض را ریزش می دهد .
زهرها :گوشت صدف پادزهر سگ هار است .

صنوبر

درختش مشهور است .
مزاج :الیاف صنوبر بزرگ بسیار قوی و الیاف صنوبری که آن را فوفی می گویند ناتوان تر است .
خاصیت :الیافش بسیار قبوضیت دارد . کرمی که در صنوبر است در برندگی همانند آلاکلنگ است .
زخم و قرحه :الیافش زخم را بهبود می دهد . در علاج زخم ناشی از سوختگی مفید است .الیافش به اندازه ای گیرنده است که می تواند پوست انداختن از ضمادش شفا یابد .الیافش را بسایند و گردش را بر سوخته آب گرم بپاشند مفید است .ساییده برگش را بر زخم بگذارند زخم را بهم می چسباند .
الیافش در علاج جای ضربه خوردن مفید و بهم آورنده زخم است و برگش که نمناک تر است در این زمینه از الیاف مؤثرتر است .
سر:آب پز پوست صنوبر را در دهان بگردانند بسیار بلغم بیرون می آورد.
درآب جوشیده الیافش را با سرکه دردهان بگردانند درد دندان تسکین می یابد .آب پز الیاف صنوبر و سرکه را در دهان بگردانند بلغم های بسیار سرازیر می کند .
چشم :دود صنوبر از ریزش مژه جلوگیری و خوره گوشه چشم را درمان می کند .
سینه :دانه اش داروی سرفه کهنه است .
اندام های غذا :خوردن پوست و برگ صنوبر درد کبد را درمان می کند .
اندام های راننده :دانه اش شکم را بند می آورد . تخم صنوبر با تخم خیار چنبر همراه آب انگور کهنه سیاه انگور خورده شود ریزش بول می دهد و علاج زخم گرده و آبدان است .الیاف صنوبر شکم را بند می آورد .

صنوبر هندی

از تیره سرو کوهی است و آن را صنوبر هندی می گویند .
چوب هایش به چوب زرنباد شبیه است کمی تندمزه و شیره اش گرم و تند مزه و تشنگی آور است .
مزاج :خشک و گرم است .
خاصیت :تند مزگی شیر آن چنان است که می سوزاند و قابض است .
مفاصل :در مداوای سستی اعصاب و فلج و دهان کجی بهترین علاج است .
سر :در علاج بیماری های سرد مغز و سکته و صرع سودمند است .
اندام های غذا :شیرش تشنگی آور است .
اندام های دفعی :سنگ کلیه و مثانه را خرد می کند . شکم را بند می آورد . سستی مقعد را بر طرف می کند به شرطی که در آب پزش بنشینند .

«ط »

طالیسفر (نبق هندی )
پوسته ای است ره آورد هندوستان قبض و تند و کمی خوشبو
کمی لطافت دارد و گوهر خاکی در آن زیاد است .
مزاج :گرم و خشک
اندام های دفعی :در ذرب (فساد معده ) و زخم های روده و خونریزی زهدان و خونریزی مقعد و علاج بواسیر مفید است .

طریقولیون

دیسقوریدوس گوید :گیاهی است که در کرانه های دریا روید و مد دریا به آن می رسد .رویشش در آب نیست و از گیاهان آبزی به شمار نمی آید .
گویند گل این گیاه در روز سه مرتبه تغییر رنگ می دهد .
گیاهان سفید ، درنیمروز بنفش و نزدیک غروب به رنگ سرخ خونی درمی آید.
مزاج :گرایش به گرمی دارد .
اندام های دفعی :اگر آن را با نوشآب های بنوشند مواد آبکی شکم و بول را ریزش می دهد .
زهرها :قبل از سایر پادزهرها آنرا برای دفع گزند سم استعمال می کنند .

طرفحوماس

دیسقوریدوس گوید :بعضی این گیاه را ادبار گویند .
این گیاه در جاهایی پیدا می شود که رستنگاه پرسیاوشان است و تمام کارهای پرسیاوشان را انجام می دهد .

طراغیون

از گیاهان جزیره کرت است .
خاصیت :دیسقوریدوس گوید :اگر تیری در گوشت تن بزکوهی قرار بگیرد و بز به میان این گیاه بخزد تیر بیرون می آید .
اگر این گیاه را ضماد کنند پیکان و خارها و خلیده ها را از گوشت بیرون می کشد .
اندام های دفعی :خوردن آن چکمیزک را قطع می کند .سنگ مثانه را خرد می نماید .حیض را راه می اندازد و زخم روده ها را معالجه می کند .

طلق (تلک )

بعضی گفته اند که خوردن آن خطرناک است زیرا به گوشه و کنار و پیچ و خم های معده می چسبد .
چنگ اندر گلو و مری می زند .دوشیدن تلک از این قرار است :تلک را با چند قطعه یخ و چند دانه شن در پارچه ای می ریزند و بهم می زنند تا حل شود .
مزاج :سرد و خشک .
خاصیت :قبض است .بازدارنده نزیف خون است .
سینه :آماس های تازه برخواسته پستان ، میان دو ران ، پشت گوش و هر جایی را که سست گوش باشد درمان می کند .
اندام های تنفسی :با آب بارهنگ باشد خون برآوردن را قطع می کند .
اندام های دفعی :خوردن شستشو داده اش خونریزی مقعد و زهدان را قطع می کند مالیدن محلولش نیز همین اثر را دارد .

طوقریوس

دیسقوریدوس گوید :گیاهی است که شاخه های بسیار و شبیه به چوبدستی دارد .خوردن آب پزش آماس طحال را به کلی می برد . اگر آن را با سرکه و انجیر ضماد نمایند باز هم برای طحال دارویی مفید است .

طیقاقوواون

دیسقوریدوس گوید :برگ این گیاه به برگ تاجریزی می ماند .شاخه های بسیار دارد .گلش سیاه و کوچک و بسیار است . زهدان را می پالاید و مواد سیلانی را بر می چیند .
اگر آن را همراه چیزی کنند و بخورند می گویند شیر پستان را زیاد می کند .

طین شاموس

خاصیت :در بند آوردن و سایر کنش ها همانند گل مهر زده است و تفاوت در این است که شاموس از مهر زده هوایی تر و سبک تر است .
مزاج :کشدار ، لزج و چسبنده است .نیاز به شستشو ندارد .
سردی بخش و بسیار آرام کننده است .
ورم و جوش :ورم گرم نوخواسته را باز می دارد ، در این زمینه از سایر گلها کاری تر است .شاموس نفع رسان ، بی آزار است و چون گل مهر زده نیست که زبری آزاد دهنده همراه داشته باشد .
زخم و قرحه :در علاج سوختگی ها کمتر از مهر زده است . زیرا کش داریش بسیار است و از فایده اش می کاهد .
مفاصل :در علاج نقرس نوظهور مفید است .
چشم :تاول های قرنیه را معالجه می نماید .
سر و سینه :در علاج ورم پستان و دمل پشت گوش مفید است .
اندام های دفعی :بهم خوردن عادت ماهانه را عادی می سازد و خونریزی زهدان را باز می دارد .

«ع »

عالیون

بعضی این گیاه را غالیون و گروهی (عالاریون )می گویند و همه به معنی شیربند است .زیرا همچون پنیر مایه شیر را می بنداند .
برگ و شاخه این گیاه شبیه برگ و شاخه (حرینان )است .
خاصیت :گلش ضماد شود در خونریزی مفید است .
زخم :گل و برگش داروی سوختگی است .
مفاصل :آن را با موم و روغن گل مخلوط کنند و نمک بزنند تا سفید شود داروی خستگی و علاج درد ناشی از خستگی است .
اندام های راننده :بیخش شهوت انگیز است .

عالوسیس

بعضی گویند این گیاه را در طبرستان (بربهم )می گویند .
گیاهی است که تماماً به گزنه می ماند .لیکن برگش از برگ گزنه صاف تر است و اگر در دست فشار دهی بویی بسیار بد می پراکند .
خاصیت :سفتی ها را نرم می کند .
زخم :در علاج زخم پلید و خوره مفید است .
ورم :ضماد کنند و نیم گرم روزی دو بار بر ورم بگذارند ورم های سرطانی و خنازیر و سایر ورم ها را علاج می کند .
سر :برگ و شاخه هایش ضماد شود در علاج ورم پشت گوش و لوزتین مفید است .

عدس

دو گیاه به نام عدس هستند .خوردنی که کاشتنی و بیابانی دارد و نوع بیابانی خوب نیست و دیگری عدس تلخه می باشد .
بهترین عدس خوردنی آن است که زود بپزد و اگر در آب می ریزند آب را سیاه رنگ نکند .
مزاج :گرم و خشکی معتدل دارد .
خاصیت :ترکیبی از قوای گیرنده و زداینده و بادزاست کسی که عدس می خورد خواب های پریشان می بیند .خون را پرمایه می گرداند و در رگ ها روان نیست .بول و حیض را کاهش می دهد .
ورم :عدس را با سرکه بپزند و ضماد کنند علاج خنازیر و آماس های سفت است .عدس با اینکه بازدارنده است اما ریم و چرک را جمع می کند . زیاد خوردن آن باعث سرطان و ورم های سفت می شود .
زخم و قرحه :عدس را با سرکه بپزند زخم گود را از گوشت پر می کند و زخم پلید را بر می کند .
اگر دمل (زخم )بسیار بزرگ باشد عدس در سرکه پخته را با قبض تر از عدس قبیل پوست انار و غیره بر زخم بگذارند و اگر با آب دریا مخلوط کنند علاج خوره و باد سرخ و مورچگی و ترک های ناشی از سرما می باشد .
مفاصل :برای اعصاب خوب نیست . عدس و قاوت را ضماد کنند و بر نقرس بگذارند مفید است .
زیاد خوردن عدس جذام می آورد .
چشم :چون بسیار خشکی دارد کسی که زیاد عدس بخورد به تیرگی چشم گرفتار می آید .
از عدس ، شاه افسر ، روغن گل و به ضماد سازند و بر چشم گذارند آماس گرم چشم فرو می نشیند .
سینه :عدس را در آب دریا بپزند و ضماد کنند آماس پستان که ناشی از جمع شدن خون یا شیر باشد از بین می رود .
اندام های غذا :دیر هضم است و با معده سازگار نیست . بادآور و سنگین است . می گویند سی دانه عدس پوست کنده را بخورند سستی معده را از بین می برد .نباید با عدس شیرینی بخورند و گر نه راه بندان در کبد روی می دهد .
اندام های راننده :عدس و شاه افشره و به روغن گل را ضماد کنند و بر ورم مقعد بگذارند فرو می نشیند .عدس بیابانی که عدس تلخ است خون را بیرون می آورد .
عدس که خون را غلیظ می گرداند سبب کاهش بول و حیض می گردد . اما عدس تلخه بر عکس بول و حیض را سرازیر می آورد و ریزش می دهد .

عرقون

به عقیده دیسقوریدوس گیاهی است که برگ دراز و دو نیمه دارد و به برگ آلاله شبیه است بیخش لوله ای شکل و سفت و خوردنی است .
ورم زهدان را علاج است .

عسل

عسل بسیار خوب آن است که کاملاً شیرین مزه ، خوشبو و رنگش به سرخی بزند و پر مایه باشد و بهم متصل .می گویند عسل تابستانی خوب نیست .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :زداینده است ، دهانه رگها را باز می کند ، رطوبت را از بین می برد و مانع تباهی و گندیدگی می گردد .
آرایش :به تن بمالند شپش و رشک را از بین می برد با کوشنه مخلوط باشد و بر پوست بمالند لکه های سیاه چهره را حتی اگر کهنه هم باشد از بین
می برد .عسل و نمک با هم لکه های بادمجانی رنگ ناشی ازضربه خوردن را می زداید.زخم :زخم های ژرفا را پاک می کند ، عسل را آنقدر بر آتش بگذارند تا غلیظ شود ، زخم های تازه را بهم می آورد . عسل و شبت را بر پوست بمالند ( قوبا )را شفا می دهد .
سر :نمک اندرانی را با عسل مخلوط کنند و نیمه گرم در گوش بچکانند چرک را از گوش می زداید ،زخم های داخل گوش را می خشکاند و حس شنوایی را نیرو می دهد . عسل تند مزه و سمی را بو کنند عقل از سر می پرد و تا چه رسد به خوردنش .
چشم :عسل ، تم چشم را از بین می برد .
نفس و سینه :غرغره کردن با عسل و عسل به دهان مالیدن علاج خناق و لوزتین است .
اندام های غذا :عسلاب اشتها را بر می انگیزد و توان بخش معده است .
اندام های راننده :عسل نیشکر ملین است ولی عسل (طبر )ملین نیست .
زهرها : عسل را با روغن آمیزند و بر آتش بگذارند تا گرم شود و به گرمی بخورند پادزهر افیون خوردگی و نیش حشرات موذی است .لیسیدن عسل پادزهر سگ هار و قارچ سمی است .کسی که سم خورده عسل بخورد قی می کند و اثر سم خنثی می شود .
بو کردن عسل تند مزه و عطسه آور است یکباره عقل را از سر بدر می کند و عرق سرد بر بدن می نشیند و علاجش آن است که ماهی شور بخورد و بعد قی کند .

عشقه

به رنگ های سیاه و سفید و سرخ هست و هر سه گونه اش تند و گیرنده است .
مزاج :گرایش به گرمی دارد .
خاصیت :با عصب سازگار نیست .
آرایش :آبی که از آن می تراود شپش کش است و مو را می سترد .
زخم و قرحه :برای زخم علاج خوبی است ، سرایت زخم پلید را باز می دارد .
از عشقه و موم و روغن گل مرهم می سازند و بر سوختگی می گذارند بسیار مفید است .
مفاصل :برای عصب زیان آور است .
سر :افشره آن را با روغن زیتون ، نطرون و عسل مخلوط کنند و به بینی بکشند سردرد مزمن از بین می رود .
اندام های غذا :عشقه سبز را با سرکه ضماد بگذارند به نفع طحال است .
اندام های راننده :با سه انگشت از گل سفید رنگ عشقه را با آب انگور کهنه بخورند و در روز دوبار این کار را انجام دهند علاج گرفتگی یا پیچ خوردگی روده است .
ضماد عشقه سبز و شکوفه هایش خون حیض را راه می اندازد .
بعد از حیض کمی عشقه دود کنند و برکشند مانع بارداری است .
شاخه اش را که سرش به سوی درون باشد بردارند حیض را بیرون می ریزد.
گلش شکم را بند می آورد .
زهرها :بیخ عشقه را با آب انگور کهنه و سرکه بخورند پادزهر نیش رتیل است .

عناب

میوه درختی است که میوه و درخت آن را همه می شناسد و اکثراً در گرگان دیده می شود . در جاهای دیگر هم هست ولی عناب گرگان از همه درشت تر است .
تا درشت تر و زیباتر و سرخ رنگ تر باشد بهتر است .
مزاج :سرد، خشکی و رطوبتش تقریباً معتدل و کمی به سوی رطوبت است .
خاصیت :کم غذا و دیر هضم است .
سینه :با سینه و شش سازگار است .
اندام های غذایی :به زیان معده است و به دشواری هضم می شود .
اندام های راننده :به عقیده بعضی برای گرده و آبدان خوب است .

عنبر

پندارند که عنبر از چشمه ای در میان دریا می جوشد بعضی می گویند کف دریا است و گروهی برآنند که سرگین حیوانی است که در سرزمینهای دور از ما زندگی می کند .
نوع خوبش عنبر خاکستری رنگ است که بسیار قوی می باشد .
در درجه ی دوم عنبر کبود و درجه سوم عنبر زرد خوب است و بدترینش عنبر سیاهی است که اکثراً آن را بلعیده و بعد از آنکه مرده است از شکمش بیرون آورده اند و آن را «منده »می گویند .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :گرمای لطیف می بخشد و از این رو با مزاج پیران سازگار است.
آرایش :از منده که عنبر سیاه است نوعی است که دست را سیاه می کند و ممکن است آن را در رنگ بازدادن رنگ پریده ها (موهایی رنگ شده که رنگ باخته اند )به کار برد .
سر :برای مغز و حواس مفید است .
سینه :برای قلب بسیار خوب است .

عنصل

پیاز موش است ، برگش به برگ سوسن می ماند ، رنگ گلش مایل به سیاهی است .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :تکه کننده است و لزجی دارد .
آرایش :سوخته آن را عسل معجون کنند و بر سر بمالند علاج کم مویی و کم خونی است .
سینه :گلو را زبر می گرداند ، در علاج برنشیت و خرخر سینه و سرفه همیشگی خوب است .

عود

تکه هایی از چوب و رگ های درختی است که از چین و هندوستان و عربستان می آورند .در سختی و صافی به دسته هاون سنگی می ماند که داروها را با آن می کوبند .
بهترین عود مندلی نامیده می شود که از هندوستان می آورند . نوع دوم عود هندی است که از کوهساران می آید .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :لطیف ، بازکننده بند آمده ها و بادشکن است زیرا رطوبتی بسیار دارد .
آرایش :جویدنش دهان را بسیار خوشبو می نماید .
مفاصل :لزجی لطیف دارد اگر بر اعصاب بمالند اعصاب را تقویت می کند.
سر:عود برای مغز و تقویت حواس بسیار مفید است .
سینه :برای قلب شادی آور و توان بخش است .
اندام های غذا :رطوبت های گندیده معده را بر می چیند و معده و کبد را توانا می کند .
اندام های راننده :قبض است .

عودالنجور

چوبی است که پوسته رنگارنگ و بوی معطر دارد و در عطرها آن را به کار می برند .
مزه اش گیرنده و کمی تلخی دارد .
اندام های سر :دهان را خوشبو می کند .
اندام های تنفسی :در مداوای پهلو درد سودمند است .
اندام های غذا :درد کبد را درمان می کند . یک مثقال از آن لزجی معده و ناتوانی آن را بر طرف می کند .
اندام های دفعی :خوردنش با آب علاج زخم روده و درد و پیچش گرم شکم است .

«غ »

غار

ثمر غار به شکل فندق کوچک است .
مزاج :دانه اش گرم و پوست ثمرش کمتر گرم است .
خاصیت :در همه اجزایش گرمی هست .برگ از دانه گرم تر و گرمی زاتر و خشکاننده تر است .
دانه اش سستی آورد .
آرایش:با انگور کهنه بر لک و پیس بمالند مفید است .
ورم و جوش :با نان و قاوت بخیسانند و بر ورم گرم بگذارند سودمند است .
مفاصل :همه اجزایش در علاج درد عصب مفید است .روغنش خستگی را در می آورد .
سر :غار و روغنش علاج سردرد است .روغن غار درد سرد گوش را دوا می کند ، شنوایی را باز می گرداند .صداهای گوش را می خواباند . نزله ها را قطع می کند .
سینه :با آب انگور کهنه سیاه یا با عسل بخورند علاج تنگ نفسی و بلند نفسی است و شش را از زائده های رطوبتی حفظ می نماید .
غار و به ویژه دانه اش را با عسل بلیسند در علاج زخم شش و بلند نفسی مفید است .
اندام های غذا :روغن غار با آب انگور کهنه خورده شود ، یا پوست آن با آب انگور کهنه ریحانی باشد درد کبد را دوا می کند . اما روغن و دانه غار معده را سستی می دهد و سبب استفراغ می شوند .
اندام های راننده :روغن غار دل بهم می آورد و قی انگیز است ، بو و حیض را ریزش می دهد .
آب پز غار را بخورند یا در آن بنشینند در علاج درد آبدان و زهدان مفید است.
مقداری از آن را با عسلاب یا سکنجبین می خورند داروی اسهال است .
خوردنش سنگ را خرد می کند . دانه غار هم در خرد کردن سنگ مؤثر است .
تب ها :روغنش را بر تن بمالند از لرزه جلوگیری می کند .
زهرها :با آب انگور کهنه بخورند پادزهر نیش کژدم است .
سبزش را بر جای نیش هر زنبوری بگذارند مفید است .غار عموماً برای هر حالتی از حالات مسموم شدن خوب است .   منبع: کتاب گیاه درمانی

شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود