3- اللهیاری درادامه اظهار می دارد که شروسی ادعای امامت می کند در حالی که هیچ گونه ادعایی مبنی بر امامت از جانب امام خمینی صورت نگرفته است و عنوان امام که بر ایشان به کار برده می شود به هیچ وجه به معنای مقام و منصب امامت نبوده و نیست.
در متنی که ایشان میخواند آمده است: (یهدم الدین البهلوی) یعنی «شروسی شماسی» دین پهلوی را نابود می کند!
چکیده ماشینی
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۲/۲۳
بازدید : ۷۷۲۸
آیا در منابع حدیث، حدیثی معروف به شروسی شماسی وجود دارد؟ آیا آن چه که حسن اللهیاری بااستناد به این حدیث نقل می کند صحیح است؟
در منابع حدیثی، حدیثی که در آن به کسی به نام شروسی شماسی اشاره کرده باشند وجود ندارد تنها در کتاب کمال الدین شیخ صدوق ج ۲ ص ۱۴۴ ترجمه کوه کمره ای، حدیثی آمده است که در آن داستانی را از ابراهیم بن مهزیار نقل می کند که وقتی وی به محضر امام عصر(عج) می رسد حضرت به وی می فرماید: اى پسر مهزیار برادران مذهبى خود را در عراق بچه وضعى واگذاردى؟ و ابراهیم ابن مهزیار در جواب می گوید : در زندگانى تنک و گرفتارى، شمشیرزادگان شیطان زیبائى پیاپى بر آنها فرود مىآید (کنایه از بنى عباس میباشد).
حضرت می فرماید: خدا آنها را بکشد تا کى نیرنگ میزنند گویا همان مردم نابکار را مىبینم که در خانههاى خود کشته افتادهاند و امر پروردگارشان آنها را شب و روز در گرفته،
ابراهیم بن مهزیار می گوید: عرض کردم کى یا ابن رسول اللَّه این مطلب خواهد بود؟
حضرت در جواب می فرماید: وقتى نشانههاى زیر پدیدار گردید ۱- مردمى که بهرهاى ندارند و خدا و رسولش از آنها بیزار است میان شما و کعبه مقدسه حائل گردند ۲- سرخى در آسمان پدید شود و در آن ستونهائى سیمین که از نور بدرخشد بچشم خورد ۳- از سرزمین ارمنستان و آذربایجان، شروسى بشورش برخیزد و قصد کوه سیاهى که بکوه سرخ در آن سمت رى چسبیده است داشته باشد همان کوهى که کنار کوه های طالقان است و میان او و مروزى نبرد سختى در گیرد که کودکان در آن پیر شوند و بزرگسالان در آن زمینگیر گردند و کشتار میان آنها پدیدار گردد؛ در این هنگامه انتظار داشته باشید که بسمت زوراء بیرون رود و در آن چندان نماند که با ماهان روبرو گردد و بوسط عراق برسد و یک سال یا کمتر در آن بماند و بسمت کوفه حرکت کند و میان آنها جنگى شود که از نجف تا حیره و غرى را فراگیرد نبردى سخت باشد که عقلها را برباید در در این موقع هر دو دسته نابود شوند و خدا باقیماندگان آنها را درو کند، سپس این آیه را تلاوت کرد : أَتاها أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ
ابراهیم می گوید: عرض کردم یا ابن رسول اللَّه امر چیست؟ فرمود ما امر خدا و قشون او هستیم.
عرض کردم اى آقاى من اى پسر رسول خدا وقت رسیده و هنگامه دمیده و شکافته است …
می بینیم که در این حدیث شروسی، کسی است که از ارمنستان و آذربایجان خروج می کند و با مروزی جنگ می کند و سپس به زوراء (بغداد) و حرکت می کند با به وسط عراق برسد و سپس متوجه کوفه می گردد….
در این حدیث شروسی شخص یا جریانی است که شروع خروج آن از ارمنستان و آذربایجان بیان شده است که به سوی ری حرکت می کند و بعد از آن به سوی عراق و بغداد و کوفه لشکر کشی می کند.
اما روایتی که اللهیاری آن را ادعا می کند در کتاب کمال الدین نیست، وی ادعا می کند این روایت در کتاب «الزامالناصب» جناب استرآبادی است در حالی که چنین کتابی از استرآبادی بر جای نمانده است و کتاب الزام الناصب که در حال حاضر در دسترس است نوشته علی بن زین العابدین حائری یزدی است.
کتابی که از استرآبادی برجای مانده است که عنوانش به عنوان ادعایی اللهیاری نزدیک باشد کتاب «انسابالنواصب» مرحوم استرآبادی است که به نظر می رسد وی آن را به اشتباه الزام الناصب اعلام کردهاند!
اما آن چه که اللهیاری در مورد شروسی شماسی از این کتاب نقل می کند شخصیتی متفاوت با آن چیزی است که در کتاب اکمال الدین آمده است:
اللهیاری با ادعای تطبیق شروسی شماسی بر امام خمینی ادعا می کند که :
۱- «شروسی شماسی» فردی است که(یخرج من بلاد خراسان) یعنی از خراسان خارج میشود.
در حالی که شروسی مذکور در اکمال الدین از ارمنستان خروج می کند و نه خراسان و در هر دو فرض، این شخصیت با امام خمینی تطبیق نمی کند چرا که ایشان نه از خراسان قیام کرد و نه از ارمنستان.
۲- وی ادعا می کند شروسی شماسی از فرزندان سیکهای هندی است. در حالی که نسب حضرت امام خمینی(رحمهاللهعلیه) کاملا مشخص است و به هیچ عنوان چنین مطلبی درست نیست. بر اساس شجره نامه تنظیمی حشمتالله ریاضی یزدی که در انتهای کتاب خاطرات آیتالله پسندیده آمده است، جد سیزدهم امام خمینی(رحمهاللهعلیه) به نام سیدحیدر موسوی صفوی اردبیلی کردی که از طرف پدر و مادر هر دو سید حسینی بود، در سال ۷۶۶ از طرف عارف بزرگ میر سیدعلی همدانی جهت ارسال پیام نور و عرفان از ایران عازم کشمیر میشوند و اجداد حضرت امام(رحمهاللهعلیه) در آن جا به کار تبلیغ دین به جد و جهد پرداخته و در این راه بعضا جان را فدا کرده و به فیض شهادت نائل آمدهاند تا اینکه مرحوم سیداحمد جدّ حضرت امام(رحمهاللهعلیه) عازم عتبات عالیات و نجف میشوند و از آنجا به ایران -خمین- میآیند.و در تمامی این مراحل هیچ گونه تغییر دین و مذهبی صورت نگرفته است.
۳- اللهیاری درادامه اظهار می دارد که شروسی ادعای امامت می کند در حالی که هیچ گونه ادعایی مبنی بر امامت از جانب امام خمینی صورت نگرفته است و عنوان امام که بر ایشان به کار برده می شود به هیچ وجه به معنای مقام و منصب امامت نبوده و نیست.
۴- وی ادعا می کند که در حدیث آمده که شروسی فتوا به استحلال فروج انجام می دهد! یعنی اعلام می کند که زنا حلال است. در حالی که هیچ وقت چنین فتوایی از امام خمینی در این باره صادر نشده است.
۵. اللهیاری در ادامه برای اینکه حدیث جعلی خود را بتواند بیشتر بر امام تطبیق کند می گوید که شروسی دین پهلوی را نابود میکند! در متنی که ایشان میخواند آمده است: (یهدم الدین البهلوی) یعنی «شروسی شماسی» دین پهلوی را نابود می کند! در حالی که نه محمدرضا داعیه حکومت بر اساس دین داشت که نابودی رژیمش، محو دینش محسوب شود و نه حضرت امام، دین پهلوی! را نابود کردند. بلکه قیام حضرت امام خمینی(رحمهاللهعلیه) در هم شکستن حکومت پهلوی بود نه دین پهلوی!۶. افاک اثیم است!
۶- در جای دیگری از متن مدعای اللهیاری آمده است: (و ینادی بالجمهوریه) یعنی شروسی شماسی ادعای جمهوریت می کند! در حالی که اگر کسی کمترین آشنایی با فقه اللغه و مباحث ترمینولوژی و واژه شناسی داشته باشد، میداند که در آن زمان( زمان صدور حدیث ادعایی ) به هیچ عنوان کلمه جمهوریت به عنوان کلمهای که دلالت بر مردم سالاری و دموکراسی بکند، به کار نمیرفته است! نهایت چیزی که آن زمان مطرح بوده، اصطلاح اهل حلّ و عقد بوده است.
۷- ایشان ادعا میکند جماعت دجالیه! (تعبیری که برای انقلابیون شیعی به کار میبرد!) حدیث شروسی شماسی را نابود کردهاند. در حالی که هر انسان عاقلی میداند اساسا چنین کاری ممکن نیست. زیرا کتابهای دینی در مناطق مختلف جهان چاپ میشود و اساسا مراکز اصلی چاپ کتب اسلامی نه در ایران که در لبنان و مصر است! چگونه جمهوری اسلامی توانسته همه مراکز چاپ و چاپخانهها و انتشاراتیهای جهان را بخرد تا از نشر این کتاب جلوگیری کند! این ادعایی است که هر انسانی با هر میزان بهرهمندی از عقل به آن میخندد! در ضمن، کتاب انساب النواصب جناب استرآبادی که بنا بر ادعای ایشان این حدیث در آنجاست، اکنون هم در کتابخانه نسخ خطی آستان قدس رضوی وجود دارد و هم در کتابخانه امیرالمومنین نجف اشرف! شاید جماعت دجالیه فراموش کردهاند این حدیث را از آن جا هم پاک کنند! البته در فضای اینترنت هم این کتاب یافت میشود
کنار هم گذاشتن موارد فوق میتواند اطمینان ایجاد کند که حدیث مذکور دارای اشکالات جدی است. هر چند ما همچنان مشغول کار پژوهشی روی حدیث هستیم و از آقای اللهیاری هم تقاضا میکنیم اگر سند و منبع دیگری برای حدیث دارند، معرفی کنند.




سلام.
1-بعضی اسلام را به لجن کشیدند
2-اکثر قریب به اتفاق شجره نامه ها ساختگی است.
3-در طول تاریخ اسلام، افراد برای دریافت وجوه خود را سید و علوی جازدند و اولاد آنها الان سید هستند.
4-همه ما تاریخ انقلاب و اخبار آن را میدانیم و حرف بی جا زدن تاثیری در مردم ندارد