

نگاهی به لیست لوکسهای مطرح دنیا بیندازید. آنچه داریم مرسدسبنز Sکلاس، بامو سری ۷، آئودی A8، کادیلاک سیتیاس، میباخ اس۶۰۰، رولزرویس رِیث و بنتلی کانتیننتال است. منصف باشید، کدامیک از این مدلها تاکنون توانستهاند سری در سرهای دنیای اسپرتها بلند کند؟ مرسدس حتی با وجود بخش AMG، بامو در کنار بخش موتوراسپرت Mپاور، آئودی در کنار قسمت S لاین و کادیلاک در حالی که بخش تقویتی V لاین را داشتند، نتوانستند نسخههای لوکس خود را راهی دل جوانترها کنند.
به گزارش خودروتک ، محدودیتهای میباخ و رولزرویس که بماند. اما واقعیت این است که تنها لوکسساز اسپرتگرای این روزهای صنعت خودروسازی، بنتلی است. خودروساز کنهکار انگلیسیالاصل که پس از خریداری شدن توسط فولکسواگن دیگر یک برند آلمانی تلقی میشود. شرکت که سابقه درخشانی نیز در دنیای رقابتهای رالی، سرعت و لومان دارد، همه محصولات شیک خود را در حالیکه کت و شلوار مجلی به تن دارند، با کتانیهای اسپرت تولید میکند.

یکی از جدیدترین مدلهایی که چند وقت اخیر سر و صدای بسیاری به راه انداخت، کانتیننتال جیتی ویرایش اسپید نسخه بلکادیشن بود. مدلی بسیار محدود و ویژه که تنها برای مشتریان خاص طراحی و تولید شده است. واقعیت ماجرا این است که بنتلی کمی عیار پیمانه اسپرتگرایی را در مورد این خودرو از دستش در رفته است.
وقتی کانتی بچه بود
جنگ جهانی دوم تاثیر شدیدی برای صنعت کشورهای درگیر گذاشت. در حقیقت صنعت خودرو در این بین یکی از آسیبپذیرترینها بود. کمپانی خودروسازی بنتلی انگلستان با شروع دهه ۵۰ میلادی یعنی تقریباً ۵ سال بعد از پایان جنگ، برای بازیابی خود، سخت دنبال یک خودروی مناسب میگذشت. خودرویی که هم بتواند ذات تجملگرای شرکت را ارضا و هم اینگه ذهنیت خوبی در بین جوانان نیز ایجاد کند. اولین خودرویی که حاصل این طرز تفکر بود، در سال ۱۹۵۲ به اسم Type VI تولید شد. یک کوپه زیبا با کاپوتی کشیده، چراغهای دایرهای و سقفی شیبدار. این خودرو خیلی سریع رقیبی شد برای پرفروشترین فوق لوکس آن ایام یعنی رولزرویس سیلور ریث. بنتلی با پیشرانههای ۴٫۳ و ۴٫۶ لیتری شش سیلندر خطی، تاثیر عمیقی بر جوانهای ثروتمند گذاشت. یک سالی که از تولید آن گذشت، شرکت تصمیم گرفت که شخصیت مستقلی برای آن ایجاد کند. به همین نام Continental برایش انتخاب شد. نامی که اغلب به صورت خلاصه کانتی تلفظ میشد.

تا سال ۶۵ میلادی، پلههای موفقیت برای این زیبای انگلیسی روز به روز طی میشد. از اواخر دهه ۶۰ تا اوایل دهه ۸۰ میلادی یک غیبت شوکهکننده را از این خودرو شاهد بودیم. تا اینکه سری جدید در ۱۹۸۴ تولید تیپهای R، S و T بازگشت جنجالی کانتیننتال را خبر دادند. این بار دیگر شرکت عملاً نشان میداد که این خودرو باید علاوه بر حفظ سنت لوکس بودنش، کمی هم مایه اسپرتبازی را دارد. اواخر دهه ۹۰ میلادی یعنی دقیقاً در ۱۹۹۸ و در پی بروز تنشهای مالی میان سهامداران و کاهش فروش مدلهای شرکت که ناشی از رکود گسترده در اروپا بود، اوضاع اقتصادی بنتلی شدیداً به هم ریخت و در این شرایط بود که فولکسواگن آلمان تقریباً تمام سهام شرکت را خریداری کرد. با الحاق شدن بنتلی به بدنه فولکس دو اتفاق بزرگ میافتاد. یکی آشنا شدن بیشتر طرف آلمانی با مفهوم اصیل تجملگرایی بود و دیگری استفاده آزادانه طرف انگلیسی از بالاترین سطح مهندسی خودرو.
دوران طلایی
اولین سری کانتیهایی که بعد از خریداری شدن بنتلی توسط فولکس تولید شد، به سال ۲۰۰۳ برمیگردد. حالا دیگر نام کامل آن کانتیننتال جیتی بود. بهخوبی میشود حس کرد که حتی مالک آلمانی نیز با جوانگرایی این زیرمجموعه خاص خود مشکلی ندارد. نسخههای جدید به معنی واقعی کلمه با یک انقلاب طراحی روی کار آمده بودند. گویی این همان «آزور» کلاسیک است که طراحی مجددش توسط یک مینیاتوریست چیرهدست صورت پذیرفته است. دیگر خبری از آن زوایای ۹۰ درجه و فرم جعبه مانند بدنه نیست. کانتیننتال جیتی با زبانی بسیار مدرن و آیندهنگر، تعریف منحصر به فردی از لوکسگرایی را وارد بازی کرد. یک جلوپنجره استیل مشبک در کنار دو چراغ گرد نامتوازن در طرفین، چیزی نبود که بتوان آن را روی یک لوکس ۲ درب تحمل کرد ولی همانطور که مشاهده میشود، میبینیم که بنتلی استادانه از پس آن برآمده است.

کمی بعد شرکت نسخه جیتیسی را که در حقیقت همان ویرایش روباز بود را معرفی کرد. سپس سراغ فلایینگاسپور را ویرایش سدان چهار درب رفت. مدتی بعد از ویرایش «جیتی اسپید» پردهبرداری کرد. نسخههایی که موتوری قویتر و گیربکسی سریعتر داشتند. این سری تیم مدیریتی را به فکری عجیب انداخت. از آنجایی که بنتلی در دهه ۴۰ میلادی یکهتاز انواع و اقسام رقابتهای ماشینی بود، تصمیم گرفتند ویرایشی منحصر به فرد از آن را برای حضور در مسابقات کلاس جیتی طراحی کنند. این مدل کانتیننتال GT3 نام گرفت. البته واقعیت آن است که ریسر فوق هیچگاه به مقام قابل توجهی دست پیدا نکرد اما تاثیری که این خودرو بر روال اخیر شرکت گذاشت، بسیار عمیق بود. درست بعد از این مدل بود که بنتلی فهمید میتواند المانهای اسپرت را از چیزی که هست بیشتر هم کند. کانتیننتال جیتی اسپید بلکادیشن ماحصل همین بالا و پایینها است. معلوم نیست باید او را یک تجملی با خواص جوانگرا بدانیم یا یک اسپرت با ویژگیهای لوکس؟ هرچه هست توازن استادانهای بین هر دو شخصیت این خودرو پدید آمده است. اولین حضور بال عقب، اسپلیتر، رکاب، فلاپ و دیفیوزر روی یک خودروی شاخص با این سر و وضع، عالی بوده است. شرکت همچنین برای نخستین بار بوده است که از دو ترکیب رنگی موسوم به «قرمز سن جیمز» و «زرد سایبر» استفاده کرده است.

پنحوه نامگذاری این خودرو بیربط با شیوه رنگبندی آن نیز نیست. اشاره ریز و هوشمندانه به دنیای مرموز و تاریک بنتلی را هم میتوان در بیرون آن دید و در داخل کابین. صندلیهای چرم دستدوز «مولینر» در کنار کفپوشهای مخمل و رودریهای چرمی جلوه باوقاری به آن بخشیدهاند. شرکت تنها مدتی بعد از عرضه نسخه کوپه مسقف به فکر تولید نمونه روباز آن نیز افتاد که هر دو مدل الان در بازارهای جهانی نادر محسوب میشوند.
روی پیست
وقتی میگوییم این خودرو ترکیب منحصربهفرد لوکسگرایی و تجمل است، دلیل داریم. همانطور که گفتیم بنتلی عموماً بخشی از شخصیت خودروهایی که میسازد را به دنیای جوانپسندان اختصاص میدهد. حتی کانتیننتال جیتی استاندارد نیز خود حرفهایی برای گفتن دارد. اما شرکت در نسخه جدید اسپید بلکادیشن، گوشه جدیدی از توانمندیهای مسابقهایاش را به نمایش گذاشت. این بنتلی به لطف مهندسی سطحبالای فولکس، درون سینه خود یک پیشرانه پیچیده ۶ لیتری ۱۲ سیلندر Wشکل میبیند. قوای محرکهای توربوشارژ که میتواند به راحتی ۶۲۶ اسببخار نیرو را در ۶۰۰۰ دور در دقیقه و ۸۲۰ نیوتنمتر گشتاور را نیز در ۱۷۰۰ دور در دقیقه فراهم کند. مهندسی آلمانی زمانی معلوم میشود که میفهمیم این پیشرانه به ازای هر لیتر از حجم خود توانسته ۱۰۴٫۴ اسببخار قدرت و ۱۳۶٫۷ نیوتنمتر گشتاور فراهم کند.

این میتواند یکی از پرچمداران بازدهی باشد. طبیعی است که این حجم موتور باید درون سیلندرهایی حجیم گنجانده شود. همان سیلندرهای ۸۴ میلیمتری که هر یک ظرفیت ۴۹۹٫۸ سیسی سوخت را دارند. ضریب تراکم بلوک پیشرانه بنتلی بلکادیشن ۹ بر یک است. فولکس بر این باور بود که میبایست تمام مسئولیت قسمت پاشش و کنترل الکترونیکی را به بوش سپرد. ایدهای مدیریتی که البته حاصل کار آن عالی از آب درآمد. خودروهای ۲ درب بنتلی اغلب جزو بزرگترین کوپههای دنیا تلقی میشوند. بهخصوص این یکی که با طول، عرض و ارتفاع ۴۸۰۶، ۱۹۹۴ و ۱۳۹۴ میلیمتریاش چیزی از یک سدان کم ندارد. مخصوصاً آنکه حجم قسمت بار یا همان صندوق عقبش ۳۵۸ لیتر اعلام شده است. فضای کافی برای قرار دادن حداقل دو چمدان بزرگ. فاصله محوری ۲۷۴۶ میلیمتری این انگلیسی زیبا حکایت از پایداری خوب آن در انتقال قدرت دارد. از سویی دیگر، شرکت نمیتوانست حس اسپرتگرایی را بیش از پیش به کالبد این فرزند خود تزریق کند. به همین دلیل مانند هر خودروی لوکس دیگری، وزن بالایی دارد. ۲۳۲۰ کیلوگرم برای یک کوپه فوق لوکس فول اسپرت عدد چندان بالایی نیست. در واقع با توجه به خروجی قابل قبول بنتلی کانتیننتال بلکادیشن، نسبت قدرت به وزن آن ۲۶۹٫۸ اسببخار به ازای هر تن شده است. گفته میشود توان کششی این خودرو چیزی حدود ۴۳۰ کیلوگرم است. یعنی اگر وزن میانگین هر فرد را ۸۰ کیلوگرم در نظر بگیریم و کل سرنشینان ۴ نفر باشند، باز هم بیش از ۱۰۰ کیلوگرم دیگر میتوان روی حمل و نقل آن حساب کرد. این روزها نصب باک سوختی که بیش از ۶۰ لیتر ظرفیت دارد، نشان از پرمصرف بودن خودرو است.
حالا اگر بدانید که باک این خودرو ۹۰ لیتر حجم دارد، آن وقت باید درباره مصرف آن چه نظری داشت؟ کوپه جدید بنتلی در هر ۱۰۰ کیلومتر به صورت میانگین ۱۴٫۵ لیتر سوخت نیاز دارد. این یک عدد ترکیبی است چراکه مصرف داخل شهری آن بیش از ۲۲ لیتر محاسبه شده است. همین حالا در نمایندگیهای رسمی بنتلی، اگر یک کانتیننتال جیتی استاندارد موجود باشد، تایرهایی ۲۷۵٫۳۵ میلیمتری ۲۱ اینچی دارد. اما شرکت در نسخه اسپید بلکادیشن از لاستیکهای ۳۱۵٫۲۵ میلیمتری ۲۳ اینچی بهره گرفته است. این چرخهای پهن و چسبنده در کنار دیسک ترمزهایی که در محور جلو ۴۰۵ و در محور عقب ۳۳۵ میلیمتری هستند، همخوانی خوبی دارند. رویکرد اخیر بنتلی در ساخت خودروهای لوکس-اسپرت دو دفرنسیال قابل تقدیر است. بهخصوص روی این مدل که از فناوری ۴ در ۴ فول تایم نیز استفاده میکند. شرکت کل ساختار جعبهدنده را به ZF آلمان سپرد تا آنها برایشان یک بلوک ۸ سرعته اتوماتیک با قابلیت کوئیکشیفت طراحی کنند. حالا باید دید برآیند یک موتور پرقدرت، انتقال قدرت دو دفرنسیال و وزن سنگین، چه میشود؟ ثبت رکورد ۴٫۱ ثانیهای برای شتاب صفر تا صد برای خودرویی با ویژگیهای فوق عالی است. شتاب صفر تا ۱۶۰ آن نیز فقط ۹ ثانیه ثبت شده است. صفر تا ۲۰۰ معادل ۱۴٫۲، صفر تا ۲۵۰ در ۲۴٫۶ و شتاب صفر تا ۳۰۰ کیلومتر در ساعت آن طی ۴۹٫۱ ثانیه طی میشود. کانتیننتال فوق یکچهارم مایل یا ۴۰۰ متر را در فقط ۱۲٫۱ ثانیه آن هم با سرعت ۱۸۶ کیلومتر در ساعت میپیماید. کدام سوپرلوکس دیگری میتواند اعداد فوق را به دست بیاورد. پیمایش مسیر صاف یک کیلومتری برای بنتلی امروز ۲۱٫۹ ثانیه زمان میبرد.

اوضاع در قسمت شتاب ثانویه بهتر هم میشود. جاییکه میتوان از ۶۰ تا ۱۰۰ کیلومتر را در دنده چهار طی ۳٫۲ ثانیه طی کرد. پیمایش ۸۰ تا ۱۲۰ کیلومتر در ساعت با دنده چهار ۳٫۳ ثانیه طول میکشد. همین شتاب در دنده پنج دقیقاً ۴٫۳ و در دنده ششم به ۵٫۸ ثانیه زمان نیاز دارد. دست آخر باید بدانید که سرعت نهایی این خودرو از مرز ۳۳۰ کیلومتر در ساعت گذشته است.
منبع: خـــودرو.تک




