مدیریت میلِ ارتباط با نامحرم

مسیر صرف انرژی روانی

شما خوب مى‏دانید جاذبه بین دو جنس مخالف بسیار زیاد است مخصوصا در سنین جوانى، که این جاذبه و حساسیت در اوج خود است، و در وجود هر فردی کِشش فطری نسبت به جنس مخالف وجود دارد، اما نسبت به اینکه خود ما چقدر این مسئله را در ذهن‏مان پرورش بدهیم و انرژی روانی‏مان را صَرف آن کنیم این مسئله برای ما متفاوت میشود، یعنی اگر من دائم در فکر این مسئله باشم و به جوانب آن فکر کنم، یا خدای ناکرده در رفتار مبتلا به این امور بشوم، آنوقت از مسائل مهم دیگر زندگیم، از کارم، زندگی مشترکم و … کم خواهم گذاشت و دچار مشکلات زیادی میشوم، روشن است که هر فردی خودش بهتر مى‏تواند تشخیص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است. «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصیرَهٌ» (قیامه/۱۴) «بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است‏»‏.

درس گرفتن از تجربیات

ممکن است شما در زمینه ارتباط با جنس مخالف تجربیاتی داشته باشید و متحمل «ضربه های روحی» شده باشید، در عین حال که من متوجه هستم حتما آن «ضربه‏ های روحی» برای شما سخت بوده، اما می‏تواند دربرگیرنده یک امر مفید برای شما باشد، یعنی اگر از آن ضربه ‏های روحی درس عبرت بگیرید؛ به این صورت که آن حس و حالی که آن موقع بعد از ضربه‏های روحی عمیقا درک کردید را دوباره تجسم کنید، و به یاد بیارید تا دوباره تکرار نشوند؛ زیرا وقتی یک شکست در زندگی، باعث شود من از آن شکست، درس عبرت بگیرم و از شکست های بزرگتر و وحشتناکتر جلوگیری کنم در واقع برنده شدم و آن شکست برای من سودمند و مفید واقع شده، زیرا شما الان در شرایطی هستید که اگر دچار لغزشی شوید جدای از عواقب آخرتی و گناه بودن آن، پیامدهای آن بسیار بیشتر و وحشتناک‏تر از ضربه‏های روحی است که در گذشته تجربه کردید، زیرا احتمالا شما متأهل باشید و همسر و فرزند داشته باشید، و اگر در این وادیِ ارتباط با جنس مخالف بیفتید خارج شدن از آن دست شما نخواهد بود مگر با پرداخت هزینه بسیار سنگین، مانند از دست دادن زندگی مشترک، ضرر مالی زیاد و…،

شرمنده همسر

شما اگر نسبت به زنان شناخت داشته باشید حتما میدانید که چقدر برای یک زن سخت است که شوهرش با زن دیگری ارتباط داشته باشد، حالا از هر طریقی که باشد، از طریق چت با او ارتباط داشته باشد، مرد ازدواج موقت کند، در مغازه و محل کار باشد یا هر طریق دیگری؛ و بی‏تردید مردی که ارتباطهای اینگونه دارد تا مدتی می‏تواند آن را از همسرش پنهان کند و بعد از مدتی بخاطر قوه تشخیص بالای زنان نسبت به این موارد و تغییرات و حرکات مشکوکی که در شوهرش ملاحظه میکند این ارتباطها برای زن آشکار خواهد شد و وقتی بفهمد به سختی دیگر آن زندگی مشترک، زندگی مشترک سابق می‏شود. و بسته به میزان خطای مرد، این زندگی مشترک تا مرز متلاشی شدن هم پیش خواهد رفت. و اگر شما خودتان زن باشید و بخواهید ارتباط داشته باشید و همسر شما متوجه شود، پیامدهای منفی آن برای شما از مردی که ارتباط دارد هم شدیدتر خواهد بود.

پشیمانی چه سود؟

یکی از غم انگیزترین نکات درباره متلاشی شدن ازدواجها این است که هیچ کدوم از زن و شوهر ارزش ازدواجشان را آنقدر نمی‏دانند که فرصت از دست میرود، و کارِ دیگری نمی‏توان صورت داد. پس از آنکه اوراق طلاق امضا شدند، و زن و شوهرِ مطلقه، هرکدام به ساختمان جداگانه می‏روند، تازه متوجه می‏شوند که وقتی یکدیگر را از دست دادند تا چه اندازه ضرر کردند. در اغلب مواقع به ازدواج آنقدر بی‏توجهی و بی اعتنایی می‏شود که فرصتی برای بازسازی آن باقی نمی‏ماند. بعضیها فکر می‏کنن طلاق گرفتن مسئله خیلی مهمی نیست. اما مدارکِ فراوانِ علمی وجود دارد که نشان میدهد طلاق اقدامی بسیار مضر و زیان بار است. یک ازدواج بدحال، می‏تواند ۳۵ درصد بر بیماری‏های زوجها بیفزاید، و به طور متوسط چهار سال از طول عمر آنها را کم کند. از طرف دیگر زوجهایی که زندگی زناشویی موفق دارند در مقایسه با کسانی که طلاق می‏گیرند یا در یک ازدواج ناخوشایند به سر می‏برند، بیشتر عمر می‏کنند و سالمتر هستند.

مسیر را انتخاب کنید

حالا که قضیه به این صورت است چرا زندگی زناشویی شما جزو گروهی نباشد که زندگی موفق و شادتری دارند و از سلامت جسم و روان بیشتری برخوردارند؟ واقعا مگر شما چه چیزی کم دارید که نتوانید یک زندگی مشترک عالی را بسازید؟
زندگی در کنار همسر و فرزند به نظر شما شیرینی کمی دارد؟؟!
فقط باید با تمام وجود بخواهید که زندگی مشترک فعلی شما شادتر، جذابتر و دلنشینتر باشد
شما هم‏اکنون دو مسیر دارید که تقریبا پایان و نتیجه این دو مسیر مشخص است:

شروع از خودم

«یه قانون روانشناسی هست که میگه ما نمی‏تونیم دیگران را تغییر بدیم، ولی میتونیم خودمون را تغییر بدیم». همه ما نقاط قوت و ضعفی داریم، من دارم، شما دارید، بقیه هم دارند، پس اگر شما می‏خواهید زندگی مشترک رضایتمندتری داشته باشید اول ببینید کجاها نسبت به همسرت کم میذاری، کم با او حرف میزنی؟، کم محبت میکنی؟، کم ابراز محبت می‏کنی؟ خودت این موارد را پیدا کن و بدون اینکه توقعی از همسرت داشته باشی سعی کن این کم گذاشتن‏هات را جبران کنی، مطمئن باش که همسرت هم تغییر می کند.

رابطه زناشویی شاد

نکته دیگه در مورد رابطه زناشوییه که به اون اشاره کردی، و مسئله خیلی مهمیه؛ اولا این رابطه باید حتما موجب رضایت هر دو طرف باشه، یعنی اینگونه نباشد که فقط یک طرف به نهایت لذت برسد و دیگری به اوج لذت نرسد، یکی از شکایت خانمها همین مسئله است که بیان میکنند مرد بهره‏مند میشود ولی ما به نهایت لذت نمی‏رسیم، اگر در این زمینه، مسئله‏ای هست (مثالا زودانزالی)، حتما با مطالعه یا به کمک پزشک و… سعی کنید برطرف شود (البته خودِ زودانزالی مهم نیست، مهم اینه که دوطرف لذت ببرند)، ثانیا اینکه سعی کنید به کمک همسرتان نهایت خلاقیت خودتان را به کار ببرید تا این مسئله تکراری نشود، مثالا با پوشیدن لباس‏های متفاوت، مکان‏های متنوع،  زمان‏های خاص، پوزیشن‏های جدید و ….، این رابطه را جذاب‏تر کنید. به بیان دیگه کیفیت این رابطه را با خلاقیت، مطالعه و… افرایش بدید و از تعداد آن کم کنید تا برای شما جذاب تر باشد.
چند نکته پایانی:

نویسنده : علی محمد صالحی

خروج از نسخه موبایل