واقعه غدیرخم از دیدگاه شیعه

0 3,729

در باره ی واقعه غدیرخم شیعه معتقد است: پیامبر گرامی (ص) گاه به صورت کلی وگاه نیز به گونه مشخص، در موارد مختلف جانشین خویش را به نحو روشن معرفی کرده بود

سوال

واقعه غدیرخم از دیدگاه شیعه چیست؟

پاسخ

در باره ی واقعه غدیرخم شیعه معتقد است: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم گاه به صورت کلی وگاه نیز به گونه مشخص، در موارد مختلف جانشین خویش را به نحو روشن معرفی کرده بود، به گونه‏ ای که هر یک از آنها حجت را بر افراد آگاه و حقیقت‏ جو تمام می ‏کند. ولی در عین حال آن حضرت برای آنکه پیام خود را به گوش همه مسلمانان از دور و نزدیک برساند و راه را بر هر گونه تردید و تشکیک در این زمینه کاملا ببندد، به هنگام مراجعت از حجة الوداع در سرزمینی به نام غدیر خم توقف نمود و به همراهان فرمود از جانب خداوند مأموریت دارد که پیامی را به آنان برساند؛ پیامی الهی که حاکی از انجام وظیفه بزرگی بوده و چنانچه انجام نگیرد، پیامبر رسالت خود را انجام نداده است. چنانکه می‏فرماید:

<<یا أیها الرسول بلغ ما أنزل‏ إلیک من ربک و إن لم تفعل ‏فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس[1]>>: «ای رسول خدا آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن، و اگر این مأموریت را انجام ندهی رسالت خود را انجام نداده‏ای، و خداوند ترا از (شر) مردم حفظ می‏کند».[2]

آنگاه منبری برای پیامبر ترتیب دادند و او بر فراز آن قرار گرفت و خطاب به مردم فرمود: در آینده نزدیک دعوت حق را لبیک خواهم گفت، شما درباره من چه می‏گویید؟ در پاسخ گفتند: گواهی می‏دهیم تو آئین خدا را به ما ابلاغ کردی و خیرخواهی نمودی و تلاش بسیار کردی، خدا به تو جزای خیر دهد.

آنگاه فرمود: آیا بر وحدانیت خدا، رسالت من، و واقعیت روز رستاخیز گواهی می‏دهید؟ همگی پاسخ مثبت دادند.

سپس فرمود: من قبل از شما بر حوض (کوثر) وارد می‏شوم، بنگرید با دو جانشین گرانبهای من چگونه رفتار می‏کنید؟ شخصی پرسید: مقصود از دو جانشین گرانبها چیست؟

پیامبر پاسخ داد: یکی کتاب خدا و دیگری عترت من است، و خدای لطیف و خبیر به من خبر داده است که این دو از یکدیگر جدا نمی‏شوند تا آنکه در روز قیامت در کنار حوض به من برسند . بر آن دو پیشی نگیرید که هلاک می‏شوید، و از آنان فاصله نگیرید که هلاک می‏شوید. آنگاه دست علی علیه السلام را گرفت و بالا برد تا آنجا که همه حاضران آن دو را می‏دیدند، سپس چنین فرمود:«أیها الناس من أولی الناس بالمؤمنین من أنفسهم؟»:چه کسی بر مؤمنان از خود آنان اولی (صاحب اختیارتر) است؟در پاسخ گفتند: خدا و پیامبر او بهتر می‏دانند.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«إن الله مولای و أنا مولی المؤمنین و أنا أولی بهم من أنفسهم»: خداوند مولای من، و من نیز مولای مؤمنان می‏باشم، و من بر مؤمنان از خود آنان صاحب اختیارترم.

سپس سه بار فرمود: «فمن کنت مولاه فعلی مولاه»: آن کس که من مولای او هستم، علی مولای او است. آنگاه افزود: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و أحب من أحبه و أبغض من أبغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله، و أدر الحق معه حیث دار، ألا فلیبلغ الشاهد الغائب» : پروردگارا، دوست بدار آن کس را که علی را دوست می‏دارد و دشمن بدار آن کس را که با علی دشمن است، و مهربان باش با هرکس که نسبت به علی مهربان است و خشم آور بر کسی که بر علی خشم آورد و یاری کن آن کس را که علی را یاری کند و خوار ساز آن کس را که علی را خوار سازد، وحق را با او و در مدار او قرار ده . حاضران این مطلب رابه غایبان ابلاغ کنند.

این حدیث از احادیث متواتر است یعنی راویان حدیث، از صحابه و تابعین و محدثان اسلامی، آن را در هر قرنی به صورت متواتر نقل کرده‏اند.( 110 نفر از صحابه،89 تن از تابعین، و 3500 نفر از علما و محدثان اسلامی ، ناقل حدیث غدیرمی باشند و همچنین گروهی از علما به طور مستقل درباره حدیث غدیرکتاب نوشته ‏اند، که در آن میان، جامع‏ترین کتابی که اسانید حدیث را یکجا گرد آورده است، کتاب شریف الغدیر نگارش علامه عبدالحسین امینی (1320ـ1390ه.ق) می‏باشد.)، و لذا کمتر کسی حتی از اهل سنت ، در اصالت و اعتبار این حدیث  تردید می کند. منتهی آنها در معنای مولی توجیهاتی دارند و معتقدند که مولی به معنای دوست است و پیامبر عظیم الشان اسلام نخواسته اند  دراین تعبیر، زعامت و رهبری را برای حضرت علی (ع) اثبات نمایند، و فقط خواسته اند بگویند علی(ع) را دوست بدارید.

اکنون باید دید مقصود از مولی بودن پیامبر(ص)، و مولی بودن علی(ع) چیست؟

قراین بسیاری گواهی می‏دهند که مقصود از این تعبیر، زعامت و رهبری است، که به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:

الف ـ در ماجرای غدیر، پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم کاروان زائران خانه خدا را در سرزمینی بی‏ آب و علف، آن هم در نیم‏روزی بسیار گرم، متوقف ساخت. گرمی هوا به حدی بود که حاضران نیمی از عبای خویش را بر سر افکنده و نیم دیگر را نیز زیر انداز خود قرار داده بودند. با این تمهیدات، طبعا پیامبر باید سخنی بگوید که در هدایت امت، نقشی کلیدی و سرنوشت ساز داشته باشد، و براستی چه کاری می‏تواند در سرنوشت مسلمانان از تعیین جانشین، که مایه وحدت کلمه مسلمین و حافظ دین است، سرنوشت سازتر باشد؟

ب ـ پیامبر گرامی قبل از طرح ولایت علی علیه السلام از اصول سه ‏گانه توحید و نبوت و معاد سخن گفت و از مردم نسبت به آنها اقرار گرفت، آنگاه پیام الهی را ابلاغ کرد. از تقارن پیام با اخذ اعتراف نسبت به اصول، می‏توان به اهمیت پیام پی برد و دریافت که هدف پیامبر از آن همایش عظیم و فوق‏ العاده، نمی‏ توانسته امری عادی همچون سفارش به «دوستی» با فردی خاص باشد!

ج ـ حضرت در آغاز خطبه از رحلت قریب‏ الوقوع خود خبر داد، و این نشان می‏ دهد که او نگران وضع امت پس از خویش بوده است. پس چه بهتر که برای آینده چاره‏ جویی شود تا آیین وی در طوفان حوادث آتیه دچار مخاطره نگردد.

د ـ قبل از بیان پیام الهی درباره علی علیه السلام ، از مولویت واولویت خود سخن به میان آورد و فرمود: خدا مولای من، و من مولای مؤمنین می‏باشم، و نسبت به آنان از خود آنان اولی هستم. ذکر این مطالب، گواه آن است که «مولی بودن» علی علیه السلام از سنخ همان مولویت و اولویت مربوط به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده و ایشان به فرمان الهی اولویت مزبور را برای علی علیه السلام نیز ثابت کرده است.

ه ـ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از بیان پیام الهی، از حاضران خواست آن را به گوش غایبان برسانند.

تاریخ اسلام نشان می‏دهد که دشمنان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای خاموش ساختن دعوت الهی وی، از راههای گوناگونی وارد شدند؛ از متهم کردن پیامبر به سحر و جادو گرفته تا تصمیم به قتل آن حضرت در بستر خویش. ولی در تمام موارد، دست عنایت حق با پیامبر بود و وی را از نقشه‏ های شوم مشرکان حفظ کرد. آخرین نقطه امید آنان (بویژه با توجه به باقی نماندن فرزند پسر برای پیامبر) این بود که با مرگ پیامبر، این دعوت نیز خاموش خواهد شد:<<أم یقولون شاعر نتربص به ریب المنون[3]>> : یا می‏ گویند شاعری است و ما در مورد وی به انتظار حوادث روزگار(مرگ) نشسته‏ ایم .

این اندیشه در ذهن بسیاری از مشرکان و منافقان، وجود داشت. ولی پیامبر با تعیین جانشینی با کفایت که در طول زندگی ایمان خالص و استوار خود به اسلام را نشان داده بود، امید مخالفین را به یأس مبدل ساخت، وبدین طریق بقای دین را تضمین نموده و پایه‏های آن را محکم ساخت و نعمت اسلام با وجود تعیین چنین رهبری به کمال رسید. لذاست که پس از نصب علی علیه السلام ، به عنوان جانشین پیامبر، در روز غدیر آیه «اکمال دین» فرود آمد[4]:<<الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا[5]>> : امروز کافران از نابودی دین شما مأیوس شدند، پس؛ از آنان نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را کامل ساخته و نعمتم را بر شما تمام کردم، و راضی شدم که این اسلام (تکمیل یافته با معرفی جانشین پیامبر) دین شما باشد.[6]

برای کسب اطلاعات بیشتر نیز می­توانید به کتاب «غدیر از دیدگاه اهل سنت» تالیف مرکز پژوهشهای صدا و سیما مراجعه نمائید.

در باره ی مفاد حدیث غدیردر کتاب فوق الذکر می خوانیم: جـمله ای که در حدیث غدیر مورد استشهاد قرار گرفته و درحقیقت پیام اصلی واقعه غدیر در آن نـهـفـتـه اسـت ایـن اسـت که حضرت فرمود: “من کنت مولاه فعلی مولاه” کسانی که به این حدیث استدلال کرده اند مولی را اولی معنا کرده اند اولی , یعنی کسی که به تصرف سزاوارتر است به عبارت سـاده تـر یعنی کسی که لایق سرپرستی , رهبری و اختیارداری است بدین ترتیب معنای حدیث این است : ((هرکس من رهبر وسرپرست اویم , علی (ع ) هم رهبر و سرپرست اوست بنابراین تنها کسانی به رهبری و سرپرستی پیامبراکرم (ص ) پایبند و ملتزمند که رهبری و سرپرستی علی (ع ) را بپذیرند.

ایـنـک بـایـد دانـسـت کـه آیـا در لغت عرب , مولی به این معنا به کار رفته است ؟ یا نه ؟ دیگر آنکه اگـربـپـذیـریـم مـولـی در لغت بدین معنا به کار رفته است , آیا در این خطبه نیز این معنی اراده شده است ؟ یا خیر؟

مـرحـوم عـلامـه امینی 42 نفر از علمای بزرگ تفسیر و لغت را نام می برد که بیست و هفت نفر از آنـان گـفته اند: مولی به معنای اولی است پانزده نفر دیگر گفته اند: اولی یکی از معانی مولی است [7].

اما درباره اینکه آیا در این حدیث نیز مولی , چنان معنایی را افاده می کند, توجه به شرایط و ظروفی کـه این حدیث در آن صادر شده , و مطالعه خطبه ای که این حدیث در ضمن آن قرار گرفته است , هیچ شکی باقی نمی گذارد که مولی در این حدیث هم به معنای اولی است.

زیـرا شـخـصـیـتـی چـون پیامبر اسلام که عقل کل , انسان کامل و بزرگترین پیامبر و سفیر آسـمانی است , در روزی آن چنان گرم که زمین چون آهن گداخته پای مسافران را می گدازد و خـورشـیـد مـغـز انـسان را به جوش می آورد, در صحرایی سوزان و بدون امکانات[8] که اگر گوشت را بر زمین می افکندی کباب می شد.[9]محلی که هیچ کاروانی در آن توقف نمی کند, دهـهـا هزار حاجی خسته را نگه می دارد,رفتگان را باز می گرداند و منتظر می ماند تا بازماندگان برسند و در گرمترین ساعات روز سخنرانی می کندو در ضمن آن چند بار از مردم سؤال می کند تا مـطـمئن شود صدای او را به خوبی می شنوند, و در نهایت علی (ع ) را به آنان نشان می دهد, با نام و نسب معرفی می کند و می فرماید: ((هرکس که من مولای او هستم علی هم مولای اوست )) سپس همه حاضران را موظف می کند این سخن را به غایبان برسانند و پس ازآن دستور می دهد همه با او بـیـعـت کـنـنـد, و بـه او تـبـریک و تهنیت گویند, و عمامه خویش را بر سرش می گذارد و به او مـی فـرماید: ((تاج عرب عمامه است)) و به اصحاب می فرماید: ((فرشتگانی که در روز بدر به یاریم آمدند, چنین عمامه هایی بر سر داشتند.))

حـال اگر فرض کنیم این حدیث بدون هر گونه قرینه و تفسیر و توضیحی به دست کسی برسد و بـدون غـرض بـه آن تـوجه کند در می یابد که برخلاف گفته بعضی افراد بی اطلاع پیامبر(ص ) در صدد آن نیست که بفرماید: ((هرکس من دوست او هستم علی هم دوست اوست ))! یا ((هرکس من یـاور او هـسـتـم , عـلی یاوراوست ))! چرا که دوستی و یاوری , بیعت و تبریک نمی خواهد, عمامه و تاج گذاری نمی طلبد و به طورکلی چنان اهمیتی ندارد که در آن موقعیت خطیر و با آن مقدمات اعلام شود.[10]

[1]مائدة/67

[2]محدثان و مفسران اسلامی به نزول این آیه در پایان حجة الوداع، روز غدیر، اشاره کرده‏اند . بنگرید به کتاب «الدرالمنثور»سیوطی، 2/298، فتح القدیر شوکانی 2/57، کشف الغمة اربلی، ص 94، ینابیع المودة قندوزی، ص 120، المنار،6/463 و غیره.

[3]طور/30                                             

[4]گروهی از صحابه و تابعین، آیه فوق را مربوط به واقعه غدیر خم دانسته‏اند، مانند ابو سعید خدری، زید بن ارقم، جابر بن عبد الله انصاری،ابو هریره و مجاهد مکی. برای آشنایی با روایات اشخاص فوق درباره واقعه مزبور، بنگرید به:ابو جعفر طبری در کتاب الولایة، حافظ ابن مردویه اصفهانی به نقل ابن کثیر در ج‏2 تفسیر خود، حافظ ابونعیم اصفهانی درکتاب «ما نزل من القرآن فی علی»، خطیب بغدادی در ج‏8 تاریخ خود، حافظ ابو سعید سجستانی در کتاب «الولایة» حافظ ابو القاسم حسکانی، ابن عساکر شافعی به نقل سیوطی در الدر المنثور، 2/295، خطیب خوارزمی درکتاب مناقب که عبارت آنان را کتاب الغدیر (1/23 ـ236) آورده است .

[5]مائده/3

[6]فخر رازی در تفسیر خود می‏ گوید: پس از نزول این آیه، پیامبر گرامی جز 81ـ82 روز بیشتر زنده نبود و پس از آن نیز او هیچگونه نسخ و دگرگونی رخ نداد. بنابر این باید گفت که این آیه در روز غدیرنازل شده که برابر با هیجدهم ذی‏الحجه سال حجة الوداع می‏شود. با توجه به اینکه پیامبر طبق رأی اهل سنت در 12 ربیع الاول در گذشته است، اگر هر سه ماه فاقد سلخ باشند درست بر همان 82 منطبق می‏شود (تفسیر فخر رازی‏3/369.ر ک : منشور عقائد امامیه،  آیت الله جعفر سبحانی، صص158-163

[7]الغدیر, ج 1, ص 344 تا 350

[8]وفیات الاعیان , ج 5, ص 231

[9]ایـن مـطـلب را مرحوم سید بن طاووس در اقبال الاعمال , ص 456 از کتاب النشر و الطی نقل کرده است

[10]این کتاب را میتوانید در آدرس زیر مطالعه کنید:  http://hozeh.tebyan.net/Html/library/books1/1162.htm

منبع: پایگاه حوزه

-
-
شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود