پیامبر (ص) و طلاق دادن اسماء بنت نعمان

0 3,707

برای همگان روشن است که کردار و رفتار پیامبر(ص)  خارج از حد انصاف و عدالت نیست.

سوال

گفته شده است: “عایشه و حفصه با اینکه در آن موقعیت گناه کردند، اما گناه آنها به آن سنگینی نبود که مستحق طلاق باشد.” آنگونه که من می دانم اگر شخصی که خود مشروب حرام می نوشد، دیگری را هم گول بزند و به این کار وا دارد؛ آن شخص نخست دو گناه دارد و آن شخص دوم یک گناه. در مورد قضیه ی اسماء بنت نعمان و عایشه فکر می کنم که همینگونه بوده و عایشه در حقیقت مرتکب دو گناه شده بود و اسماء یک گناه. درست است که در مدارک اطلاعاتی در مورد مجازات عایشه وجود ندارد ولی حقیقت این است که به هر حال او طلاق داده نشد اما اسماء بنت نعمان طلاق داده شد. آیا فکر نمی کنید که بدترین مجازات برای همسر پیامبر طلاق بود. [و بنابراین عایشه که گناه بیشتری داشته می بایست طلاق داده شود]. در این صورت چگونه می توان طلاق دادن اسماء و طلاق ندادن عایشه را هضم کرد؟

پاسخ

برای همگان روشن است که کردار و رفتار پیامبر(ص)  خارج از حد انصاف و عدالت نیست. بنابراین در هر برخوردی که تاریخ از پیامبر(ص)  نقل می کند می باید آن را بر وجه احسن حمل کنیم. در مورد اسماء بنت نعمان نیز می باید برخورد آن حضرت را بر معقول ترین و سزاوارترین فرض حمل کرد.

از این رو می توان گفت که پیامبر اکرم (ص) در ملاقات نخست خود با اسماء دریافت که زنی که به این آسانی بازیچه دست بدخواهان و وسوسه دیگران می شود، نمی تواند زن مناسبی برای پیامبر (ص) با آن موقعیت باشد، بدین سبب از همان آغاز وی را به خانه پدرش فرستاد.

در این گیر و دار می باید توجه داشت که پیامبر گرامی با این برخورد نمی خواسته کسی را کیفر دهد بلکه خواسته از حق خود در طلاق دادن استفاده کند جهت زنی که نمی توانست بار سنگین مسؤولیت زن پیامبر بودن را بر دوش کشد.

گناه عایشه در حدی نبوده که وی را به خاطر آن طلاق دهد ـ اگر جایی برای طلاق به عنوان مجازات در اینجا باشد ـ چون هر کسی مسؤل کردار خود است و تمثیل شما هم نمی تواند درست باشد چون فرد نخست در تمثیل شما فرد دوم را مجبور به شراب خوردن نکرده از این رو تنها فرد دوم به خاطر شراب خوردنش مجازات می شود اما حد به خاطر شراب خوردن دومی بر فرد نخست جاری نمی شود هر چند ممکن است تعزیر شود. با این همه گفتنی است که در شریعت ما مجازاتی به اسم طلاق وجود ندارد و چنانکه واضح است در مجازاتها باید حکم و موضوع معین و مشخص باشد و در اینجا نه حکم هست و نه موضوع یعنی نه طلاق حکم مجازاتی است و نه موضوع آن وادار کردن دیگران است به بدگویی.

اما طلاق عایشه؛ عایشه با تمام جنبه های منفی که داشت زنی بود با استعداد و با شخصیت و با موقعیت شاخص اجتماعی ـ چنانکه علامه عسکری می گوید ـ و در کنار این، پدرش شخصیت با نفوذ و اثر گذاری بود بنابراین هرگز روا نبود که پیامبر(ص)  با طلاق دادن عایشه در درون خانواده و در روابط اجتماعی بحران ایجاد کند. البته این یک بحث فرضی است و مبتنی بر این که چنین تصمیمی در کار بوده که به ظاهر وجود نداشته است.

بهر حال پیامبر اکرم (ص) در رفتار اجتماعی و خانوادگی خود نمی خواسته همواره از علم غیب استفاده کند بلکه با علم عادی برخورد می کرده است با این وجود می توان گفت که در کل این جریان مصلحتی بوده است.

منبع: پایگاه حوزه

شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد

نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود