معقولات اولیه و ثانویه

0 3,713

ادراکات حوزه وجود انسان، مراتبی دارد که عبارتند از: ۱- ادراک حسی ۲ – ادراک خیالی ۳ – ادراک وهمی ۴ – ادراک عقلی،.

سوال

معقولات اولیه و ثانویه چیست؟ ممکن است بیشتر توضیح دهید؟

پاسخ

ادراکات حوزه وجود انسان، مراتبی دارد که عبارتند از: ۱- ادراک حسی ۲ – ادراک خیالی ۳ – ادراک وهمی ۴ – ادراک عقلی،. پس مدرکات ذ هنی ما عبارتند از محسوسات، متخیلات، وهمیات و معقولات، ادراک حسی، خیالی و وهمی، جزئی هستند و تنها ادراک عقلی، کلی می باشد، البته در وجود ادراک وهمی، هم ملاصدرا، و هم روانشناسان جدید، ابراز تردید و یا نفی کرده اند.

بالأخره، معقول، آن معنی و مفهوم کلی است، که قابل انطباق بر کثیر است، و در مرحله ادراک عقلی، حاصل می شود پس (کلیت)، صفت غیر قابل انفکاک (معقول)، است و هیچ مفهوم جزئی، (معقول) نیست اغلب معانی و مفاهیم که مورد استفاده روز مره قرار می گیرند، مانند انسان ، میوه ، کبوتر، گوسفند و، ··· از این قبیل می باشند، و معقول محسوب می شوند. ما وقتی به ذهن خود مراجعه می کنیم، دو سنخ از مفاهیم و تصوّرات، پیدا می کنیم که با یکدیگر فرق هایی دارند، مثلا ما تصوری از انسان و حیوان و نبات و هزاران شیﺀ دیگر داریم، که حکم می کنیم، که این اشیا در خارج از ذهن ما وجود خارجی دارند، و هر کدام از اینان موجودی است، که غیر از دیگری است، اما در برابر این تصورات یک دسته تصورات دیگر در ذهن ما وجود دارد، مانند تصور وجود و عدم، امکان و وجوب و امتناع، علیت و معلولیت، وحدت و کثرت، حدوث و قدیم، تساوی و لا تساوی، قوّه و فعلیت، که این تصورات، نماینده یک موجود خاص، نیستند، و در عین حال، هر یک از این مفاهیم و یا هر دو تای از آنها، بر همه موجودات قابل حمل است، یعنی این مفاهیم، صور مستقیم اشیاﺀ خاص نیست، یعنی نمی توان در خارج اشاره کرد این وجود است، یا این عدم است یا……ولی می توان بر همه موجودات، این مفاهیم را حمل کرد. پس خلاصه مفاهیم کلی بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف: دسته ای که صورت مستقیم حقایق خارجی است، که ذهن با این واقعیتها برخورد کرده، و صورتی از آن را نزد خود ساخته، سپس از اشیای دیگر هم، صور دیگری در نزد خود ساخته، و بعد در مرتبه عقل یک معنای عام و صورتی کلی، پرداخته است، که آن چه در مرتبه عقل موجود است، همان صورت واقعی شی خارجی است، که یک نوع عینیتی با وجود خارجی دارد، و سه مرحله احساس، تخیل و تعقل را، پیموده است، مثل صورت کلی که ما از سفیدی یا گرمی یا تلخی و،…….در ذهن داریم این دسته از معقولات را، معقولات اولیه می گویند، علامت این معقولات، آن است که صلاحیت دارد و در جواب(ما هو) واقع می شود و هر معنایی که بشود، با اشاره حسی یا عقلی به شی یا اشیایی، آن را برای شی یا اشیاﺀ، حمل کرده و آنها را، با آن معنا تبیین کرد، و مثلا گفت که این شی، (الف) است و این شی، (ب) است.

مقولات عشر همه از معقولات اولیه می باشند.

ب: برخی از معقولات و مفاهیم ذهنی، این احکام را ندارند یعنی صورت مستقیم اشیاﺀ خارجی و مناط تعیینات اشیاﺀ و ذات آنها، نیستند. بلکه تنها بیانگر حالات و حکم اشیاﺀ هستند مانند علت و معلول، امکان و وجوب، وحدت و کثرت و،……این گونه معقولات را، معقولات ثانویه می نامند .

۳ – سه فرق عمده، بین معقولات اولی و ثانیه وجود دارد:

الف: معقولات اولیه، صورتهای مستقیم و بلا واسطه ای هستند که از اعیان خارجی گرفته شده است، اما معقولات ثانیه صورتهای مستقیم اشیاﺀ نیستند.

ب: معقولات اولیه مسبوق به حس بوده، و بعد مرتبه خیال، و سپس، به صورت کلمات و عقلانی در آمده اند، ولی معقولات ثانیه، مسبوق به حس و خیال نیستند.

ج: معقولات اولیه جنبه اختصاصی دارند، یعنی اختصاص به یک نوع خاص، و یا یک جنس خاص، و یا حداکثر یک مقوله خاص دارند، اما معقولات ثانیه جنبه عمومی داشته، و مختص به جنس، یا مقوله خاص نیستند.

۴- معقولات ثانیه، خود بر دو دسته هستند معقولات ثانیه منطقی، و معقولات ثانی فلسفی.

معقولات ثانی منطقی عبارتند از، آن کلیاتی که عروض عارض بر معروض خودش، و اتصاف آن، معروض به عارض هر دو در ذهن است مثل این که می گوییم( انسان کلی است) آیا کلیت دارای انسان است، یا انسان دارای کلیت؟ آیا کلیت عارض انسان شده است، یا انسان، عارض بر کلیت، واضح است که کلیت، عارض انسان شده است پس انسان، (معروض و کلیت) عارض است، حال ظرف عروض و ظرف اتصاف چیست؟ مسلما ظرف اتصاف انسان، به کلیت در ذهن است، انسان خارجی یک امر جزئی و خاص است، و انسان خارجی هیچ گاه کلی نیست، ظرف عروض کلیت بر انسان نیز، ذهن است، زیرا کلیت صفتی است که فقط بر وجود ذهنی انسان اطلاق می شود، یعنی محمولی است که موضوعش در ذهن وجود دارد، نه در خارج.

معقولات ثانی فلسفی: ظرف عروض عارض بر معروض ذهن است، و ظرف اتصاف معروض به عارض، خارج است مثلا وقتی می گوییم : (انسان ممکن است یا انسان واحد است) در این جا البته، مقصود این است که انسان، ظرف خارج متصف به امکان یا وحدت است، ولی از طرفی می دانیم، که امکان یا وحدت در خارج، وجود مستقلی ندارد، تا عارض غیر شود، پس امکان، در عین این که صفت انسان است، ولی در خارج عارض انسان نیست، بلکه در ذهن عارض انسان می شود، این است که می گوییم ظرف اتصاف، خارج، و ظرف عروض، ذهن است، در حالی که، معقولات ثانی منطقی هم ظرف اتصاف، و هم ظرف عروض، هر دو در ذهن بودند.

۵ – معقولا ت منطقی می گویند، چون این گونه معقولات، کاربرد در علم منطق دارند، و فلسفی می گویند، چون کاربرد در فلسفه دارند.

۶ – واضح است، که محسوسات و متخیلات نمی توانند معقول اولیه یا ثانیه باشند، چون آنها جزئی هستند، و این احکام مختص به کلیات(معقولات) می باشد.

۷ – برای شرح و تفصیل این مطلب می توانید به شرح منظومه در مجموع آثار شهید مطهری جلد ۵ صفحه ۲۷۱ به بعد و هم چنین شرح مبسوط منظومه در مجموعه آثار جلد ۹ صفحه ۳۶۱ به بعد مراجعه فرمایید.

منبع: پایگاه حوزه

شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد

نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود