ماهیت شب قدر

0 3,709

شب قدر همیشه و هر سال، تکرار مى شود. عبادت این شب، فضیلت فراوان دارد و بهره بردارى از آن در نیکویى سرنوشت یک ساله، بسیار مؤثّر است.

سوال

معنا و ماهیت حقیقى شب قدر چیست؟ این شب چه اهمیتى دارد؟

پاسخ

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه گیرى است.[۱] «تقدیر» نیز به معناى اندازه گیرى و تعیین است.[۲] در اصطلاح «قدر» عبارت است از: ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن[۳]. به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز «قدر» نام دارد.[۴]

بر اساس حکمت الهى در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیز بى حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد، بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده و گذشته، حال و آینده آن با هم مرتبط است.

استاد مطهرى رحمه الله در تعریف قدر مى فرماید: «… قدر به معناى اندازه و تعیین است… حوادث جهان… از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است»[۵]. پس در یک کلام «قدر» به معناى ویژگى هاى طبیعى و جسمانى اشیاء است که شامل اندازه، حدود، طول، عرض و موقعیت هاى مکانى و زمانى آنها مى گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در بر مى گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى شود؛ چنان که در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ فرمود: «تقدیر الشىء طوله و عرضه»؛ «اندازه گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است».[۶] در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «هو الهندسه من الطول و العرض و البقاء»؛ «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقا است».[۷] بنابراین، معناى تقدیر الهى این است که در جهان مادى، آفریده ها از حیث هستى و آثار و ویژگى هایشان، محدوده اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى که علت ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى و آثار و ویژگى هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى، به وسیله قالب هایى از داخل و خارج، اندازه گیرى و قالب گیرى مى شود. این قالب ـ یعنى، طول، عرض، شکل، رنگ، موقعیت مکانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى هاى مادى ـ حدود آن به شمار مى آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى؛ یعنى، هدایت آنها [ از جانب خداوند] به سوى مسیر هستى شان که براى آنها مقدر گردیده است و آنها در آن قالب گیرى شده اند.[۸]

در قرآن مى خوانیم: «وَ الَّذِى قَدَّرَ فَهَدى»[۹] «[ خداوند] آن کسى است که تقدیر کرده، پس هدایت مى کند». البته چون انسان موجودى آگاه و با اراده است، لذا انتخاب سعادت یا شقاوت و نیز راه رسیدن به این دو، به اراده او گذاشته شده است. بنابراین شب قدر، شبى است که همه مقدرات سالانه انسان با ملاحظه، اراده و اختیار و قابلیت هاى او تقدیر مى گردد. شب قدر یکى از شبهاى نیمه دوم ماه رمضان است که طبق روایات ما، یکى از شبهاى نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.[۱۰] در این شب ـ که شب نزول قرآن به شمار مى آید ـ امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثهاى که در طول سال متناسب با اراده و قابلیت انسان واقع مىشود، تقدیر مى گردد[۱۱].

شب قدر همیشه و هر سال، تکرار مى شود. عبادت این شب، فضیلت فراوان دارد و بهره بردارى از آن در نیکویى سرنوشت یک ساله، بسیار مؤثّر است.[۱۲] در این شب تمام حوادث سال آینده، به امام هر زمان ارائه مى شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى گردد. امام باقر علیه السلام مى فرماید: «انه ینزل فى لیله القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنهً سنهً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا»[۱۳] ؛ «در شب قدر به ولى امر(امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى شود».

امام باقر علیه السلام در جواب معناى آیه «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَیْلَهٍ مُبارَکَهٍ»[۱۴] فرمود: «شب قدر شبى است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى شود. شبى که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است که خداى تعالى درباره اش فرموده است: «فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ…»[۱۵]. در شب قدر هر حادثه ى که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى شود: خیر و شرّ، طاعت و معصیت و فرزندى که قرار است متولد شود، یا اجلى که بنا است فرا رسد، یا رزقى که قرار است برسد و…».[۱۶] بنابراین در قرآن کریم نسبت به تقدیر الهى و شب قدر، توجه خاصى شده است که ارتباط ویژه جهان هستى و عالم ماده و انسان را با حق تعالى بیان مى کند. اگر هر کس به این ارتباط اعتقاد داشته و بر طبق آن حرکت کند، به سرنوشت بسیار مطلوبى نایل خواهد شد.

پی نوشت:
[۱]. سید على اکبر، قرشى، قاموس قرآن، ج ۵، ص ۲۴۶ و ۲۴۷.
[۲]. همان، ص ۲۴۸.
[۳]. سید محمد حسین، طباطبایى، المیزان، ج ۱۲ ص ۱۵۰ و ۱۵۱.
[۴]. همان، ج ۱۹، ص ۱۰۱.
[۵]. مرتضى، مطهرى، انسان و سرنوشت، ص ۵۲.
[۶]. محاسن برقى، ج ۱، ص ۲۴۴.
[۷]. بحارالانوار، ج ۵، ص ۱۲۲.
[۸]. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۰۱ ـ ۱۰۳.
[۹]. اعلى۸۷، آیه ۳.
[۱۰]. سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۱، صص ۳۱۲ ـ ۳۷۵.
[۱۱]. کلینى، کافى، ج ۴، ص ۱۵۷.
[۱۲]. میرزا جواد، ملکى تبریزى، المراقبات، صص ۲۳۷ ـ ۲۵۲.
[۱۳]. کافى، ج ۱، ص ۲۴۸.
[۱۴]. دخان ۴۴، آیه ۳.
[۱۵]. همان، آیه ۴.
[۱۶]. المیزان، ج ۲۰، ص ۳۸۲.

منبع: www.porseman.org

-
-
شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود