مقام و منزلت حضرت فاطمه معصومه(س)

0 3,730

حضرت معصومه(س) دختر امام کاظم(ع) جایگاه معنوی و علمی بسیار بالایی دارند و در قیامت شیعیان را شفاعت می کنند.

سوال

فاطمه معصومه(س) کیست؟ و چه مقام و جایگاهی دارند؟

پاسخ

حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) 25 سال بعد از تولد امام رضا(علیه السلام) دیده به جهان گشود. در مورد روز تولدشان اختلاف وجود دارد؛ بنا بر نقلی، اوّل ذی القعده سال 173 هجری، روز میلاد حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) است.(1) پدرش امام موسی بن جعفر(علیهما السلام) و مادرش بانویی پاکیزه به نام «نجمه» بود که وقتی حضرت رضا(علیه السّلام) را به دنیا آورد امام کاظم(علیه السّلام) او را «طاهره» نامید، و اسامی دیگری نیز داشت؛ از جمله: نجمه، اروی، سَکَن، سمانه و تکتم که آخرین نام او بود.(2) مهمترین لقب فاطمه دختر امام کاظم(علیه السلام) «معصومه» می باشد و از روایتی منتسب به امام رضا(علیه السلام) اخذ شده است که فرمود: «مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی » (3)؛ (هرکس حضرت معصومه(علیها السلام) را در قم زیارتکند گویا مرا زیارتکرده است).(4)

مقامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)

حضرت معصومه(سلام الله علیها) بعد از پدر، در سال ۱۷۹ تحت کفالت برادرش حضرت امام رضا(علیه السلام) قرار گرفت و تا سال ۲۰۰(هـ ق) یعنی ۲۱ سال تمام، در کنار برادر بزرگوارشان به مقامات عالی و کمالات علمی و معنوی و اخلاقی دست یافت؛ برخی از مقامات ایشان عبارت است از:

مقام شفاعت: در مقام و منزلت و جایگاه این بانوی بزرگوار نزد اهل بیت(علیهم السلام) همین بس که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «…اَلَا اِنَّ لِلْجَنَّهِ ثَمَانِیَهَ اَبْوَابٍ ثَلَاثَهٌ مِنْهَا اِلَی قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَاَهٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَهُ بِنْتُ مُوسَی وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّهَ بِاَجْمَعِهِمْ»(5)؛ (آگاه باشید بهشتهشت در دارد که سه در آن به سوی قم است. بانویی از فرزندان من در آنجا وفات می کند که نامش فاطمه دختر موسی است. همه شیعیان ما به شفاعتاو وارد بهشتمی شوند).

همچنین مقام معنوی او در مرحله ای است که در فرازی از زیارتنامه معروفش که توسط امام رضا(علیه السلام) بیان شده است می خوانیم: «یا فاطِمَهُ اشْفَعی لی فی الْجَنَّهِ، فَانَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَاْناً مِنَ الشَّاْنِ»(6)؛ (ای فاطمه مرا در بهشتشفاعت کن چرا که در پیشگاه خدادارای جایگاه با عظمت هستی).

مقام علمی و حدیثی: حضرت معصومه(سلام الله علیها) از لحاظ علمی و حدیثی مثل مادرش حضرت زهرا(سلام الله علیها) «عالمه» و «محدثه» بود و همان گونه که حضرت زهرا(سلام الله علیها) با استدلالهای متین و استوار، حقانیت ولایتحضرت علی(علیه السلام) را تبیین می کرد، حضرت معصومه(علیها سلام) نیز چنین بود. روایاتی که از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامتو ولایتعلی(علیه السلام) است که با اثبات ولایتاو ولایتسایر امـامـان معصوم نیز ثابت می شود. برای نمونه حضرت معصومهبا چند واسطه از حضرت زهرا نقل می کنند که فرمود: پیامبر در شب معراجبه بهشترفت و بر روی پرده ای در قصر بهشتدید که چنین نوشته شده: «لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌ وَلِیُ الْقَوْمِ»؛ (معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست محمد رسول خداو علی ولی و رهبر مردم است). .. و بر روی پرده درگاه قصر دیگری نوشته شده است: «شِیعَهُ عَلِیٍّ هُمُ الْفَائِزُون»؛ (شیعیان علی رستگارند). (7)

همچنین در بابمکانت علمی حضرت معصومهنقل شده است که روزی عدهای از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسش هایی داشتند که می خواستند از محضر امام کاظم(علیه السلام) بپرسند و ایشان در سفر بود. از این رو فاطمه معصومه(سلام الله علیها) پاسخ آن پرسش ها را نوشت و به آنان تسلیم نمود. آنان از مدینه خارج شده و در بیرون شهر با امام کاظم(علیه السلام) مصادف شدند. هنگامی که امام پرسش های آنان و پاسخ های معصومه(سلام الله علیها) را مشاهده کرد، سه بار فرمود: «فِدَاهَا اَبُوهَا»؛ (پدرش به فدایش باد).(8)

مساله ازدواجنکردن حضرت معصومه(سلام الله علیها)

درباره علّت ازدواجنکردن ایشان نظرات مختلفی وجود دارد که اجمالا آنها را بررسی می کنیم:

  1. بعضی می گویند که ایشان بنا به دستور پدر بزگوارشان ازدواجنکردند. بنابر آنچه «یعقوبی» نقل می کند، امام موسی بن جعفر(سلام الله علیها) وصیت فرمود که[دخترانشان] ازدواجنکنند.(9) اما برخی این خبررا مجعول دانسته و آن را رد می کنند.(10) ضمن اینکه امام معصوم دستوری برخلاف دستور موکد شرع نمی دهد. آنچه در وصیت امام کاظم(علیه السلام) در کتاب شریف اصول کافی آمده، توصیه به تبعیت همه فرزندان از امام رضا(علیه السلام) و سپردن اختیار ازدواجدختران به ایشان است، نه چیز دیگر: «لَا یُزَوِّجُ بَنَاتِی اَحَدٌ مِنْ اِخْوَتِهِنَّ مِنْ اُمَّهَاتِهِنَّ وَ لَا سُلْطَانٌ وَ لَا عَمٌّ اِلَّا بِرَاْیِهِ وَ مَشُورَتِهِ فَاِنْ فَعَلُوا غَیْرَ ذَلِکَ فَقَدْ خَالَفُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ جَاهَدُوهُ فِی مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمَنَاکِحِ قَوْمِهِ فَاِنْ اَرَادَ اَنْ یُزَوِّجَ زَوَّجَ وَ اِنْ اَرَادَ اَنْ یَتْرُکَ تَرَک. ..» (11)؛ (هیچ یک از دخترانم را نباید برادران مادری، سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت رضا(علیه السلام)، اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خداو رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدامنازعه نموده اند؛ زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواجآگاه تر است، پس هر کسی را او بخواهد تزویج می کند و هر کسی را او نخواهد تزویج نمی کند).
  2. قول دیگری نیز وجود دارد که می گوید: «دلیل عدم ازدواج حضرت معصومه(سلام الله علیها) عدم وجود هم شانی برای ایشان می باشد»؛ چنانکه در مورد حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز نقل شده است که اگر امام علی(علیه السلام) نبود هم کفوی برای ایشان پیدا نمی شد.

این نظر نمی تواند درست باشد؛ چرا که بر خلاف توصیه موکّد اهل بیتبه ازدواجاست و در ازدواجمورد نظر آنها «مومن هم کفو مومنه است». از طرفی مقام حضرت زهراء(سلام الله علیها) با همه زنان عالم فرق می کند.

  1. اما «نظر دقیقتر» درباره عدم ازدواج حضرت معصومه(سلام الله علیها) این است که از آنجا که در دوران هارون الرشید و مامون، شیعیان و علویان و به ویژه امام کاظم(علیه السلام) مورد سخت ترین فشارها و آزارها بودند و ارتباطات اجتماعی آنان به شدت محدود بود، کسی جرات نزدیک شدن به خاندان اهل بیت(علیهم السلام) را پیدا نمی کرد؛ چه رسد به آنکه با آنان پیوند نیز برقرار سازد. وصیت امام کاظم(علیه السلام) نیز بخاطر لحاظ همین شرایط بوده است. اینکه برخی از خواهران حضرت معصومهنیز موفق به ازدواج نشدند این مساله را تایید می کند.(12)

نکته دیگر در این باره، عدم توجّه دقیق منابع تاریخی به ازدواجدختران اهل بیتاست؛ علاوه بر حضرت معصومه درباره ازدواجسایر دختران اهل بیتنیز خبرقطعی وجود ندارد و درباره ازدواجبسیاری از آنها شاهد اخبار مختلف و ضد و نقیضی هستیم. در مورد حضرت معصومه نیز خبری مبنی بر ازدواجایشان نقل نشده است؛ اما این بدان معنی نیست که بتوان حکم قطعی درباره عدم ازدواجایشان و برخی خواهران ایشان داشت، بلکه ممکن است ازدواجکرده باشند اما بخاطر فشارها و سخت گیری هایی که با این خانواده صورت می پذیرفت علنی نشده باشد. اما برفرضی که ازدواج نکرده باشند، باز هم قطعا به معنی بی توجهی و عدم رغبت به ازدواجنبوده، بلکه همین جو خفقان حاکم علیه این خانواده مانع این امر شده است.

سفر حضرت معصومه(سلام الله علیها) به ایران

حضرت معصومه(علیها السلام) در سال 201 هجری قمری به قصد دیدار برادر از مدینه به سوی خراسان حرکت کرد.

درباره علت سفر ایشان به ایران برخی معتقدند امام رضا(علیه السلام) بعد از استقرار در ایران نامه ای خطاب به خواهر گرامی اش حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) مرقوم فرمود و به غلامش دستور داد که در هیچ منزلی توقف نکند تا در اندک زمان ممکن آن نوشته را به مدینه برساند. غلام خود را به مدینه منوره رسانید و نامه امام هشتم را به خدمت حضرت معصومه(سلام الله علیها) تسلیم نمود و آن حضرت به مجرد رسیدن نامه برادرش خود را آماده سفر نمود. اما این روایت در کتابهای دست اول و قدیمی ذکر نشده است.(13)

طبق نقل دیگر حضرت معصومه(سلام الله علیها) که از کودکی همراه امام رضا(علیه السلام) بودند و علاقه بسیاری به ایشان داشتند و علوم و معارف زیادی نیز از ایشان کسب نمودند، بعد از سفر اجباری امام رضا(علیه السلام) به ایران حضرت معصومه نیز طاقت دوری از برادر و امام زمان خود را نداشت و به همراه گروهی از اطرافیان خود از مدینه به سمت ایران حرکت کرد، اما هنگامی که به ساوه رسید بیمار و بستری شد. آن حضرت که از وجود قم و سکونت شیعیان در آن اطلاع داشت به خادم مخصوصش فرمود: «مرا به قم ببرید».(14) ایشان پس از عزیمت به قم مدتی در آنجا بودند سپس از دنیا رفتند.

علت رحلت یا شهادت حضرت معصومه(سلام الله علیها)

بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته اند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوتبودند، از این رو وقتی که موکب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه دراین جنگ به شهادت رسیدند، حضرت معصومه همچون عمه اش زینب(سلام الله علیها) وقتی که بدن های پاره پاره آنها را که 23 تن بودند دید، به شدت غمگین گشته و بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم گردید، و در قم بیماری او ادامه یافت و پس از 16 یا 17 روز رحلت کرد.(15) در روایت دیگری نیز آمده است که حضرت معصومهرا مسموم کرده اند.(16)

درباره عکس العمل امام رضا(علیه السلام) -در صورت صحت این اتفاقات- در منابع تاریخی اشاره دقیقی وجود ندارد. امّا بدیهی است که مأمونهرگز طوری عمل نمی کرد که حمله به این کاروان به او نسبت داده شود؛ زیرا او امام رضا(علیه السلام) را به ایران آورد و به ظاهر ولیعهد خود قرار داد تا بگوید من به ایشان علاقه دارم و بدین وسیله خشم دوستداران اهل بیترا فرو نشاند. در چنین شرایطی ماهیت حمله کنندگان هرگز مشخص نمی شود تا بخواهد عکس العملی از سوی امام رضا(علیه السلام) و یا شیعیان انجام پذیرد. برای هر نوع واکنشی حجّت ظاهری لازم بود که وجود نداشت. تنها کاری که شیعیان انجام دادند این بود که حضرت معصومه(سلام الله علیها) را به قم که محل زندگی دوست داران اهل بیت(علیهم السلام) بود منتقل کنند.

برخی نیز علت بیماری ایشان را خبرشهادت امام رضا(علیه السلام) ذکر کرده اند، ولی این مطلب خلاف تحقیق است؛ چرا که روایت سعد بن سعد از حضرت رضا(علیه السّلام) بر این مطلب دلالت دارد که حضرت معصومه(سلام اللَّه علیها) پیش از حضرت رضا(علیه السّلام) از دنیا رفته اند، زیرا در آن روایت، سعد می گوید: «من از امام رضا(علیه السّلام) راجع به زیارت فاطمه(سلام اللَّه علیها) دختر موسی بن جعفر پرسش کردم…».(17) این سوال حاکی از آن است که در زمان پرسش، حضرت معصومهاز دنیا رفته بودند و مرقد و مضجع وی معلوم بوده است.

علاوه بر این تاریخ شهادت حضرت رضا(علیه السّلام) مضبوط و در دست است و آن بر حسب نقل مورّخان، آخر ماه صفر سال 203 هجری قمری است و سال مسافرت آن بزرگوار به توس سال 200 از هجرت بوده است و حضرت معصومه(سلام اللَّه علیها) در پی مسافرت برادرشان و به تصریح بعضی از اهل تاریخ در سال 201 هجری به عزم دیدار وی حرکت کرده اند. بنابراین وفات آن مخدّره حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(علیه السّلام) واقع شده است.(18)

در هر صورت حضرت معصومه(علیها السلام) پس از بیماری تصمیم گرفتند به قم که محل سکونت دوست داران اهل بیتبود بیایند، از سوی دیگر وقتی مردم قم خبرورود آن حضرت به ساوه را شنیدند تصمیم گرفتند آن حضرت را به شهر خود دعوت کنند، بدین جهت پسران و نوادگان سعد اشعری به محضر آن حضرت رسیده و ایشان را به قم آورده و در کمال احترام از وی پذیرایی نمودند. هر چند آن حضرت متاسّفانه پس از مدّت کوتاهی بدرود حیات گفتند.(19)

روز رحلت حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) مطابق روایتی روز دهم ربیع الثانی سال 201 است.(20) و مطابق نقل دیگر، روز دوازدهم، روز وفات آن حضرت است، لذا مناسب است مومنین این سه روز( دهم تا دوازدهم) را به یاد آن حضرت، گرامی بدارند.(21)

فضیلت زیارتحضرت معصومه(سلام الله علیها)

روایات زیادی درمورد اهمیت زیارتحضرت معصومه(سلام الله علیها) وجود دارد که به دو مورد از آنها اشاره می کنیم:

  1. سعد بن سعد می گوید: در مورد زیارتحرم فاطمه دختر امام موسی کاظم(علیه السلام) از امام رضا(علیه السلام) سوال کردم. حضرت فرمود: «مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّهُ» (22)؛ (کسی که آن حضرت را زیارتکند پاداشش بهشتاست).
  2. نویسنده کتاب کامل الزیارت به نقل از پدر و برادر بزرگوارش مطابق روایتی از امام جواد(علیه السلام) چنین نقل می کند: «مَنْ زارَ عَمَّتی بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّهُ» (23)؛ (هر کس [مرقد] عمّه ام [حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام)] را در قم زیارتکند، بهشتاز آن اوست).

همچنین در روایتی که در ابتدای بحث نیز به آن اشاره شد، امام رضا(علیه السلام) زیارتحضرت معصومه(سلام الله علیها) را مانند زیارتخود دانسته است، و از آنجا که زیارتامام رضا(علیه السلام) از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است این روایت نشانه اهمیت بالای زیارتحضرت معصومه(سلام اللهعلیها) می باشد.

تاثیر مزار حضرت معصومهدر شکل گیری حوزه علمیه قم و نشر معارف اهل بیت

ورود حضرت معصومهبه قم باعث برکات فراوانی گردید و به یمن وجود بارگاه ایشان در قم، امروزه قم از بزرگ ترین مراکز علمی و با شکوه ترین حوزه های علمیه جهان می باشد. اهمیت زیارتایشان، علما و دانشمندان فراوانی را به سوی این شهر جذب و برکات فراوانی را نصیب قم کرد، که مهم ترین آنها گسترش مراکز علمی بود و نقش بسزایی در تحکیم و گسترش حوزه علمیّه و رفت و آمد و ارتباط علما و راویان و شاگردان برجسته امامان علیهم السلام داشت. ورود ایشان به قم، و مرقد مطهر او، و سپس ورود امامزادگان و راویان احادیث و دانشمندان کوفه و دیگر شهرها به قم، موجب تحوّلات تازه و موثّری در استحکام و گسترش تشیّع گردید.(24)

[در حال حاضر] حرم مطهر آن بانوی سرفراز کانون علم و عمل و مرکز نور و هدایت به صور گوناگون است: تدریس، تدرّس، مباحثه، مناجات، دعا، اذان، نمازجماعت، اقامه عزا و سوگواری عزیزان خدا، مراسم جشن و سرور در اعیاد مذهبی، سخنرانی های سودمند مذهبی، ارشاد، وعظ و خطابه، قرائت قرآنکریم، ذکر مصیبت امام حسین(علیه السّلام)، مدیحه و مرثیه سرائی خاندان عصمت، نشر معارف اهل بیت، آشنایی ملل مسمان جهان با یکدیگر و ده ها عناوین افتخارآمیز دیگر از فیوضات این کانون فیض لاینقطع و گسترده الهی است.(25)

پی نوشت:

(1). کلیات مفاتیح نوین، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، 1390 هـ ش، چاپ بیست و نهم، ص 829؛ فروغی از کوثر(زندگینامه حضرت فاطمه معصومه)، محمد بیگی، الیاس، انتشارات زائر، قم، 1379 هـ ش، ص 32.

(2). عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، شیخ صدوق، ترجمه: حمید رضا مستفید- علی اکبر غفاری، نشر صدوق، تهران، 1372 هـ ش، چاپ اول، ج 1، ص 31.

(3). ریاحین الشریعة، محلاتی، ذبیح الله، دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 5، ص 35.

(4). همراه زائران قم و جمکران، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، 1390 هـ ش، چاپ اول، ص 59.

(5). بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 هـ ق، چاپ دوم، ج 57، ص 228.

(6). کلیات مفاتیح نوین، همان، ص 579.

(7). بحار الأنوار، همان، ج 65، ص 77.

(8). همراه زائران قم و جمکران، همان، ص 61؛ کشف اللئالی، نقل از: کریمه اهل بیت(س)، مهدی پور، علی اکبر، نشر حاذق، قم، ۱۳۷۴هـ ش، چاپ اول، ص 63 و 64.

(9). تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ابن واضح، چاپ نجف، ۱۳۸۴ هـ ق، ج ۳، ص 151.

(10). حیاة الإمام موسی بن جعفر(علیهما السلام)، قرشی، باقر شریف، دارالبلاغة، بیروت، ۱۴۱۳هـ ق، ج 2، ص 479.

(11). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407هـ ق، چاپ چهارم، ج ۱، ص 317.

(12). حضرت معصومه فاطمه دوم، محمدی اشتهاردی، محمد، انتشارات علامه، 1375هـ ش، چاپ اول، ص 116.

(13). بارگاه فاطمه معصومه، میرعظیمی، سید جعفر، انتشارات نهضت، بی جا، ص 24.

(14). همراه زائران قم و جمکران، همان، ص 39.

(15). قیام سادات علوی، تشید، علی اکبر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۳۱هـ ش، ص 160.

(16). الحیاة السیاسیة للإمام الرضا(علیه السلام)، السید جعفر مرتضی العاملی، جماعة المدرّسین فی الحوزة العلمیة، 1403 هـ ق، چاپ دوم، ص 428.

(17). کامل الزیارات، ابن قولویه، جعفر بن محمد، محقق و مصحح: عبدالحسین امینی، دار المرتضویة، نجف اشرف، 1356 هـ ش، ص 324.

(18). همراه زائران قم و جمکران، همان، ص 39 – 40؛ فروغی از کوثر(زندگی نامه حضرت فاطمه معصومه)، همان، ص 32.

(19). همراه زائران قم و جمکران، همان، ص 40.

(20). فروغی از کوثر(زندگی نامه حضرت فاطمه معصومه)، همان، ص 32.

(21). کلیات مفاتیح نوین، همان، ص 617، پاورقی.

(22). کامل الزیارات، همان.

(23). همان.

(24). همراه زائران قم و جمکران، همان، ص40 و 26.

(25). بانوی ملکوت، کریمی جهرمی، علی، بوستان کتاب، 1393هـ ش، چاپ اول، ص 36.

منبع: سایت دفتر آیت الله مکارم شیرازی (مدظله العالی)

-
-
شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود