شناخت خویش و خویشتن پذیری

0 3,747

مشکلی که بسیاری از افراد دارند این است که خودشان را باور ندارند و نمی‌خواهند همینی که هستند را قبول کنند و دائما خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند که سبب رنجش خاطر خویش می‌شوند. انسان با تدبیر کسی است که وجود خویشتن را خوب بشناسد و خودش را در همان وضعیتی که هست قبول دارد.

هر کسی که عزت نفس را در وجود خودش تقویت کند و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد، به ارزیابی مثبت‌تری از وجود خودش دست می آورد.

مقدمه

نخستین اصل بهداشت روانی شناختن و پذیرش خویشتن است. انسان باید گوهر نهفته (خویشتن شناسی) را کشف کند تا زمینه را برای رشد و پیشرفت خود فراهم سازد. امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: برترین خرد ورزی، خودشناسی انسان است. پس، هر که خود را شناخت خردمند شد و هر که خود را نشناخت گمراه گشت.[۱]

خویشتن پذیری برای تعالی و سعادت ما اهمیت حیاتی دارد. بیشتر انسانها دوست دارند که در مراحل زندگی به بهترین جایگاه برسند و پیشرفت کنند اما نفی کردن شخصیت و نپذیرفتن خود یکی از راه های است که مانع از رشد کردن می‌شود، بنابراین برای پیشرفت کردن در ابتدای امر باید خودمان را همانگونه که هستیم بپذیریم و عاشقانه، خودمان را دوست بداریم. ایریس بارو می‌گوید: این قانون زندگی است که اگر خودمان را بپذیریم، پذیرش دیگران هم برای ما آسان خواهد شد. [۲ ]

مقایسه کردن مانع شناخت خویشتن است

یکی از آفاتی که گریبان گیر بسیاری از افراد شده، مقایسه کردن خود با دیگران است و همین مقایسه کردن مانع از پذیرش خویشتن می‌شود. همه انسانها یک استعداد و توانائی دارند و طبق آن زندگی خود را پیش می‌برند. نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید چون مقایسه ها نه تنها کمکی نمی‌کند بلکه باعث می‌شود روحیه شما تضعیف شود و احساس یاس و ناامیدی پیدا کنید.

نکته: شما زمانی که با مردم روبرو می‌شوید طوری با حسرت به  آنها نگاه می کنید که گویی کامل ترین انسان های روی زمین هستند و دلتان می خواهد که جای آنها باشید. اما غافل از این هستید که از طرف دیگر، آنها هم وقتی به شما نگاه می کنند، همین فکر را در سر دارند. پس بجای اینکه به دنبال آزار دادن روح خود باشید، سعی کنید خودتان را بشناسید تا در مسیر الهی قرار بگیرید.

توجه:ما از کسی کمتر نیستیم و احساس غرور هم نداریم که از دیگران برتر هستیم، چون خداوند در وجود همه ما ویژگی ها و قابلیت های قرار داده که وظیفه ما کشف کردن و باروری این توانایی های بالقوه میباشد. باید به دنبال شناخت خود باشید و کشف کنید خودتان را تا پیشرفت کنید. امام علی (علیه‌السلام) فرمودند : در شگفتم از کسى که گمشده خود را مى جوید، امّا خویشتن را گم کرده و آن را نمى جوید![۳]

(من نمی‌توانم پیشرفت کنم، از خودم متنفرم، دیگه از دست خودم خسته شدم، توان خندیدن ندارم.) اینها جملات آشنایی هستند که شما می‌شنوید و یا خودتان استعمال می کنید. این اظهارات نشان دهنده یک حقیقت تکان دهند است که (من خودم را هنوز نشناختم یا خودم را نپذیرفتم) همین عدم شناخت از وجودمان سبب شده در دام گناهان و گرفتاری های اخلاقی قرار بگیریم و خودمان را اسیر و دربند کردیم. دانشمندی به نام هیلل می گوید: اگر شما به فکر خودتان نباشید، انتظار دارید چه کسی به فکر شما باشد؟ [۴]

یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید، چون بزرگترین عشق همین است. اگر همه انسانها به نقطه ای برسند که در آن، هرکس خودش را چنان که هست بپذیرد و به دنبال این نباشد که برای خود یک شخصیت کاذب بسازد، تقریباً بسیاری از مصیبت ها و مشکلات ازبین خواهند رفت ، زیرا که پایه ای ندارند و قلب ها به خودی خود باز می شوند و عشق شما جاری خواهد شد و زندگی آن روی خوش خود را به شما نشان می‌دهد.

لازم است مقداری درباره پذیرش خویشتن صحبت کنیم تا روشن شود :
پذیرش خویشتن به معنی آگاهی و شناخت از نقاط قوت و ضعف خود، پردازش کردن واقعی استعدادهای خود، قدرتها و توانایی های کلی و احساس رضایت و خشنودی از خود با وجود کمبودها و نواقص است. در روان شناسی بالینی، پذیرش خویشتن لازمه تغییر و تحول در زندگی فرد است.

عزت نفس و پذیرفتن خویشتن

هر کسی که عزت نفس را در وجود خودش تقویت کند و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد، به ارزیابی مثبت‌تری از وجود خودش دست می آورد، امید به زندگی، خوش‌بینی، قدرشناسی و شادی بیشتری دارد، همین‌ها باعث سلامت روانی‌اش می‌شود و مأیوس و افسرده و مضطرب و نگران نمی‌شود که اضطراب خود زیربنای بیماری‌های روانی است.

با خودتان مهربان باشید و وجود خودتان را با مقایسه کردن های بی خود با دیگران نرنجانید و خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید. و بدانید افرادی که توانستند پله های ترقی را طی کنند، در گام اول توانستن خودشان را بپذیرند و طبق توان خود برای خویش برنامه ریزی کردند و پیشرفت کردند.

در همین رابطه سخنی از راشینوف هست که می گوید: وقتی با حسن تفاهم و بخشندگی با خود رفتار می کنید، احساس می کنید مرهمی روی زخم شما گذاشته شده است. اما وقتی با خودتان خشن هستید و خود را تحقیر می کنید، مثل خوره از درون خودتان را می‌خورید. مثل این است که روی آتش نفت پاشیده باشید. در حالی که با کمی مهربانی و ملایمت و با نشان دادن خونسردی می توانید آتش درون را خاموش سازید. [۵]

پی نوشت :
[۱] غرر الحکم : ۳۲۲۰
[۲] ایریس‌ بارو(۱۳۷۶)، از قدرت‌ تا قدرت، ترجمه امید اقتداری، تهران: نشر ققنوس، صفحه ۸۲
[۳] غرر الحکم : ۶۲۶۶
[۴] به نقل از راشینوف، پنلوپ (۱۳۷۵)، بیا با هم شادی را جستجو کنیم، ترجمه تمدن توراندخت‌، تهران: نشر اوحدی، صفحه ۱۶۵
[۵] راشینوف، ترجمه تمدن توراندخت، (۱۳۷۵) صفحه ۱۲۷

شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد

نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود