بی نظمی در دوران نوجوانی اول (نه تا ۱۳ سالگی) (بخش دوم)

0 4

بی نظمی در دوران نوجوانی اول (نه تا ۱۳ سالگی) (بخش دوم)

درک درست دوران نوجوانی می تواند به تعامل درست میان والدین با فرزند خود کمک کند. از همین روی لازم است این دوران به درستی شناخته شود. بی نظمی یکی از ویژگی های دوران نه تا سیزده سالگی است. با ما همراه باشید تا در این مورد بیشتر بدانید.

بی نظمی در دوران نوجوانی اول (نه تا 13 سالگی) (بخش دوم)
بی نظمی در دوران نوجوانی اول (نه تا ۱۳ سالگی) (بخش دوم)

هرگز پیشنهاد او را برای اینکه نوجوان خودش اتاقش را تمیز کند، نپذیرید.
 

اتاق بی نظم

والدین مشاهده ی اتاق کثیف و نامرتب نوجوان را توهین به نظم و انضباط حاکم بر محیط خانه تصور می کنند. شاید هم نوجوان با کثیف و نامرتب نگه داشتن اتاق خود، به خانه ای که والدین آن را تمیز و مرتب نگه می دارند بی احترامی می کند. وقتی پدر و مادر با فرزند مخالفت می کنند، معمولا نوجوان این رفتار آنان را توهین به خود تلقى می کند و فکر می کند حالا که قدرت نمایی مطرح است، این موضوع ارزش جنگیدن را دارد و حاصل آن کسب آزادی شخصی است تا بتواند آن طور که دلش می خواهد در اتاق خود زندگی کند.
 
بنابراین، این اختلاف نظر خاص بر سر رعایت نظم و انضباط به طور نمادین درگیری و کشمکش بین والدین و نوجوان را ایجاد می کند تا مشخص شود کنترل اوضاع در دست چه کسی است. نوجوان می گوید: «اتاق من است، من باید آزاد باشم آن طور که دلم می خواهد در آن زندگی کنم.» والدین در حالی که با او مخالفت می کنند می گویند: «اشتباه می کنی، اینجا خانه ی ماست و شما طبق استانداردهای حاکم بر محیط خانه، که برای حفظ نظم و انضباط در خانه وضع کرده ایم، در این مکان زندگی خواهی کرد.» به این ترتیب، خط حمله ترسیم می شود. درگیری بین طرفین، به دلیل شلختگی و بی نظمی بر علیه نظافت و انضباط، ممکن است سال ها ادامه یابد.
 

آغاز نوجوانی و مقتضیات سنی او

او که در آغاز نوجوانی است، حق خود می داند که اتاقش را کثیف نگه دارد. مطالب مهمی مثل کسب استقلال، ابراز فردیت و مخالفت با قوانین وضع شده ی والدین مطرح است. نوجوان ممکن است جمله ای بر زبان آورد که نشان دهد او می خواهد مستقل شود: «من باید بتوانم در فضای خودم آن طور که دلم می خواهد زندگی کنم!» نوجوان ممکن است جمله ای را به زبان آورد تا فردیت خود را از دیگران متمایز کند: «من حالا فردی متفاوت از دوران کودکی ام هستم!» او ممکن است با بیان جمله ای مخالفت خود را با والدین اعلام کند: «من به روش خودم زندگی خواهم کرد نه به روش شما!» از والدین سؤال می کنم آیا می خواهید قضیه ی اتاق نامرتب را فراموش کنید؟ یا می خواهید آن را نوعی هرج و مرج طلبی، که از فراورده های جانبی این سن خاص و شورش و بی نظمی بیشتر است، به حساب آورید؟ یا می خواهید نقش نظارتی بیشتری ایفا کنید؟
 
نصیحت من به شما این است: این قدر بر قضیه ی اتاق کثیف و نامرتب جوان تأکید نکنید، او را به حال خودش رها کنید. در غیر این صورت ممکن است، مجبور شوید هزینه های سنگینی بپردازید. شما ممکن است، مجبور شوید خود را با چیزی وفق دهید که اصلا دوست ندارید و بعد هم نوجوان را برای همه ی ناراحتی های خود مسئول بدانید. بهتر است مسئولیت خود را در مورد عدم نظارت کافی بر آنچه برایتان رخ داده بپذیرید. اگر انتظار دارید فرزندتان کار نظافت اتاقش را خودش انجام دهد، شما باید بر کارهای او نظارت کامل داشته باشید تا خواسته ی شما که تمیز نگه داشتن محیط زندگی توسط فرزندتان است تحقق یابد.
 
این کار شما فقط نظارت بی طرفانه و خاص بر کارهای فرزندتان نیست، بلکه پیغام مهمی در خود دارد. وقتی شما با پافشاری از فرزندتان می خواهید اتاقش را تمیز نگهدارد، به جوان این آگاهی را می دهید تا زمانی که او در کنار شما و وابسته به شما زندگی می کند باید مطابق میل شما رفتار کند. هر وقت که از نظر مالی مستقل شد و توانست از عهده ی تأمین زندگی خود برآید می تواند روش زندگی مورد پسند خود را انتخاب کند.
 

برنامه هفتگی برای خانه

معمولا خانواده ها برای نظافت خانه و محل زندگی خانوادگی برنامه ی هفتگی دارند. شما می توانید طبق برنامه ی هفتگی، که خانه را تمیز می کنید، سری هم به اتاق فرزند جوان خود بزنید و از آنجا بازدید کنید، و ببینید آیا اتاقش را تمیز کرده است؟ اشیاء و وسایل شخصی خود را تمیز و مرتب در جای خود چیده است؟
 
وقتی که جوان اتاقش را پاکیزه و مرتب نگه دارد، در حدی که رضایت شما را جلب کند معمولا نتایج خوب و ثمربخش آن شامل حال خود او هم می شود، شما به سادگی می توانید برنامه ی نظافت هفتگی برای فرزندتان تعیین کنید. و با او شرط کنید که اتاقش را قبل از تعطیلات آخر هفته باید تمیز کند، تا بتواند با دوستانش تعطیلات آخر هفته را به گردش و تفریح برود، در غیر این صورت او آزاد نخواهد بود که برای خودش برنامه ی تفریحی داشته باشد.
 
اگر خودتان و نوجوانتان تمایل دارید می توانید در نظافت اتاق فرزندتان به او کمک کنید. شما والدین عزیز در هر صورت نباید از رفتار جوان، گله و شکایت یا انتقاد کنید یا اینکه از دست او عصبانی و ناراحت شوید. کافی است شما نظافت اتاق فرزندتان را جزو برنامه های عادی نظافت خانه ی خود قرار دهید. برنامه ای که در هر خانواده ای معمولا والدین آن را به اجرا در می آورند. اوایل فرزند شما به اکراه آن را می پذیرد، اما به تدریج آن را به عنوان برنامه ی معمول و تکراری خانه خواهد پذیرفت.
 
چرا اتاق کثیف و به هم ریخته ی فرزندتان ذهن شما را این قدر درگیر کرده است؟ چون وقتی شما بخشی از خانه را کثیف و نامرتب می بینید احساس می کنید همه ی خانه ی شما کثیف و نامرتب است و چون خانه به شما تعمیم می یابد خود شما هم احساس می کنید کثیف و نامرتب هستید. به علاوه، چون شما در محیط خانه تلاش می کنید، خانه ی خود را تمیز و پاکیزه نگه دارید، وقتی سایر افراد خانواده برای تمیز نگاه داشتن محیط مورد علاقه ی شما تلاش نمی کنند، احساس می کنید زحماتی که برای ایجاد این محیط گرم و صمیمی عاری از هرگونه آلودگی می کشید از نظر دیگران بی ارزش است. اتاق کثیف و نامرتب مثال خوبی بود تا منظور خود را برسانیم. ضرب المثلی هست که می گوید: «برای چیزهای کوچک و بی اهمیت تلاش نکن.» اما وقتی نوبت به نظارت بر کار جوانان می شود، این ضرب المثل اصلا آموزنده نیست.
 
اگر فرزند شما این نکته را بداند که برای شما مهم است او مسئولیت های کوچک، مثل تمیز کردن اتاقش را به عهده بگیرد و به خوبی انجام دهد، پس همچنین می داند که شما در مورد مسئولیت های بزرگ تر مثل رعایت قوانین اساسی خانه نیز کاملا او را زیر نظر دارید.
 

پیشنهادش را نپذیرید

ممکن است فرزند شما پیشنهاد کند: «برای این که از دیدن اتاق کثیف و نامرتب من ناراحت نشوید، لطف کنید در را ببندید و مزاحم نشوید.» هرگز این پیشنهاد او را نپذیرید. اگر شما اجازه دهید فرزندتان اتاقش را همچنان کثیف و نامرتب نگاه دارد و او را وادار نکنید که اتاقش را با نظارت شما تمیز و پاکیزه نگه دارد، فرزند شما ممکن است چیزهایی را که برای او مضر است در اتاقش نگاه دارد یا دست به فعالیت هایی بزند که شما دوست ندارید در زندگی فرزندتان یا در خانه ی شما رخ دهد. نوجوانی، دوران کنجکاوی در دنیای بزرگ ترهاست، از این آزادی ممکن است سوء استفاده شود، مثل این است که مجوز کشف و تجربه ی چیزهای ممنوع را برای او صادر کرده باشید.
 
وقتی پسر جوان شما می گوید: «این جا اتاق من است، شما حق ندارید بدون اجازه ی من وارد شوید.» پاسخ شما باید این باشد: «بله و نه.» بله، چون شما باید قبل از ورود در بزنید، اگر در بسته است. بله، چون شما باید اجازه دهید اتاق فرزندتان باز تاب تغییرات هویتی او در فرایند رشدش باشد (نحوه ی چینش اتاق را با تحمل و شکیبایی بپذیرید). و بله، چون شما باید برای نحوه ی چینش او ارزش قائل شوید. چون این کار شما پنجره ای می گشاید تا بتوانید تغییر علایق و تغییر هویتش را، همان طور که رشد می کند، درک کنید.
 
نویسنده: کارل پیکارد
 
 منبع:  کتاب «دوران نوجوانی فرزندتان را دریابید»
شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد

نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود