تقویت مثبت و منفی چه تفاوت هایی با هم دارند؟

0 4,048

تقویت و تنبیه اغلب به عنوان ابزار فرزند پروری برای اصلاح رفتار کودکان استفاده می شود. بیایید تفاوت بین تقویت مثبت و منفی و تفاوت در نتایج بین تقویت و تنبیه را مرور کنیم.

یکی از مولفه های مهم در تربیت، به کارگیری ابزار تربیتی است. یکی از این ابزار، استفاده از تشویق و به معنای دیگر تقویت رفتار است. در این نوشتار به بیان تفاوت تقویت مثبت و منفی می پردازیم. با ما همراه باشید.

پیامدها : تعیین کردن نحوه پاسخ دادن

رفتار تحت تأثیر پیامدهایش قرار دارد. دو نوع اصلی تقویت، پاسخها را نیرومند می کنند و دو نوع اصلی تنبیه، آنها را ضعیف می کنند. رفتار کنشگر به وسیله خاموشی نیز ضعیف می شود.

تقویت مثبت

رفتار توسط پیامدهای خوشایند تقویت می شود. روبرو شدن با محرکی که آن را لذت بخش می دانیم بیانگر پیامد خوشایند است. موش برای فشردن اهرم غذا دریافت می کند. ما برای کاری که خوب انجام شده است تحسین می شویم. این تقویت مثبت نامیده می شود: پاسخ توسط ارایه بعدی محرک، نیرومند می شود. محرکی که به دنبال پاسخ می آید و آن را نیرومند می کند تقویت کننده مثبت نامیده می شود.
اغلب از اصطلاح پاداش به صورتی استفاده می شود که انگار با تقویت مثبت مترادف است. رفتارگرایان اصطلاح تقویت مثبت را ترجیح می دهند زیرا این اصطلاح شرح می دهد که چگونه پیامدها بر رفتار تأثیر می گذارند. در خیلی از موارد «پاداشها» به عنوان تقویت کننده مثبت عمل نمی کنند. والدین ممکن است به فرزند خود به خاطر نظافت کردن اتاقش اسباب بازی جدیدی را به عنوان «پاداش» بدهند ولی اگر این کودک باردیگر اتاق خود را نظافت نکند، در این صورت این اسباب بازی برای آن رفتار تقویت مثبت نبوده است.

تقویت کننده های نخستین و ثانوی

روان شناسان دو نوع کلی تقویت کننده های مثبت را از هم متمایز می کنند. تقویت کننده نخستین محرکهایی مانند غذا و آب هستند که ارگانیزم به طور طبیعی آنها را تقویت کننده می داند زیرا نیازهای زیستی را ارضا می کنند. محرکهای دیگر از طریق همراهی یا تداعی با تقویت کننده های نخستین می توانند تقویت کننده های ثانوی یا شرطی شوند. پول تقویت کننده ثانوی است. تقویت کننده های ثانوی، از جمله تحسین، بازخورد عملکرد، و نمرات در زندگی روزمره بااهمیت هستند.

تقویت منفی

دریافت کردن چیزی خوشایند پیامد خوبی است، ولی این فقط نیمی از ماجراست. خلاص شدن از دست چیزی که آن را آزارنده می دانیم – یا اجتناب کردن از چیزی که انتظار داریم آزارنده خواهد بود – نیز پیامد خوبی است. ما برای تسکین بخشیدن به سردرد آسپیرین مصرف می کنیم، کودکان برای متوقف کردن غرغر والدین خود اتاق خویش را تمیز می کنند، و هروقت که باران می آید برای اجتناب از خیس شدن از چتر استفاده می کنیم. این فرایند تقویت منفی نامیده می شود: پاسخ به وسیله حذف کردن یک محرک یا اجتناب کردن از آن نیرومند می شود. این محرک که حذف (یا از آن اجتناب شده است) تقویت کننده منفی نامیده می شود. تقویت منفی را با تنبیه قاطی نکنید. تنبیه پاسخ را ضعیف می کند. تقویت -خواه مثبت باشد یا منفی – همیشه به معنی آن است که پاسخ نیرومند می شود.

خاموشی کنشگر

خاموشی کنشگر عبارت است از ضعیف شدن یک پاسخ و در نهایت ناپدید شدن آن به علت اینکه دیگر تقویت نشده است. هنگامی که رفتارهای قبلا تقویت شده دیگر نتیجه ای ندارند، احتمالا آنها را ترک کرده و رفتارهای موفقیت آمیزتری را جایگزین آنها می کنیم. اگر فشردن اهرم دیگر چشته های غذا را به بار نیاورد، موش سرانجام، دادن این پاسخ را متوقف خواهد کرد.

تنبیه آزارنده

 تنبیه نیز مانند تقویت به دو صورت بافت می شود. یکی اجرا کردن فعال محرکهای آزارنده، مانند سیلی دردناک، شوک برقی، و توبیخهای کلامی است. این تنبیه آزارنده نامیده می شود: پاسخ به وسیله ارایه بعدی یک محرک ضعیف می شود. کتک زدن یا سرزنش کردن بچه به خاطر بدرفتاری مثالهای آشکار هستند، ولی لمس کردن بخاری داغ توسط کودک نیز نمونه ای از تنبیه آزارنده است. درد ناشی از این بخاری باعث می شود که کودک در آینده به احتمال کمتری آن را لمس کند. تنبیه آزارنده اغلب نتایج فوری به بار می آورد، عامل مهمی که زمانی ضرورت می یابد که بخواهیم رفتار بسیار خطرناکی مانند حمله حیوان یا انسان به کسی را متوقف کنیم. گاهی برای متوقف کردن رفتارهای خود نابودساز کودکانی که عمیقا آشفته هستند و با کوبیدن سر به اشیای تیز یا گاز گرفتن خود به خویشتن آسیب می رسانند از شوک برقی استفاده می شود.

جریمه

جریمه های نقدی و از دست دادن امتیازات، تلاشهایی را برای تنبیه کردن رفتار نشان می دهند که به موجب آن چیزی که ارگانیزم آن را دوست دارد یا لذت بخش می داند از او گرفته می شود. در حالت جریمه، پاسخ توسط حذف بعدی یک محرک ضعیف می شود.
جریمه دو امتیاز برجسته بر تنبیه آزارنده دارد. اولا، با اینکه ممکن است جریمه موجب ناکامی یا خشم موقتی شود، اما کمتر احتمال دارد که ترس شدید یا حتی نفرت از عامل تنبیه کننده ایجاد کند. ثانیا، عامل تنبیه کننده، پرخاشگری جسمانی را الگو قرار نمی دهد، بنابراین امکان یادگیری پرخاشگری از طریق تقلید کمتر است.
منبع: کتاب «روان شناسی عمومی»
نویسنده: یحیی سید محمدی
-
شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
نظر بدهید

توجه داشته باشید که آدرس ایمیل نمایش داده نمی شود.

توجه داشته باشید پس از تایید نمایش داده می شود